رسانه ملی مرد از بس که جان ندارد !

الان که شروع کردم به نوشتن از شدت هیجان صدای قلبم را زیر گلویم می شنوم . خیلی پر انرژی یم و مطمئنم که درشرایطی این چنینی می توانم از دیوار چین عبور کنم .

همین حالا برنامه شب شیشه ای که از شبکه پنج پخش می شود تمام شد . میهمان بهروز صفاریان آهنگساز جوان و پر کار و جسور موسیقی موسوم به پاپ بود . چه کرد این بزرگ مرد جوان . شکست و شست و کنار گذاشت سیستم استالینیستی تلویزیون را . متفاوت ترین برنامه ای بود که به عمرم از تلویزیون جمهوری اسلامی دیده بودم . بی چاره رشیدپور مجری برنامه که مثل اسب کپ کرده بود رنگ داد و رنگ گرفت و به زور آب دهانش را قورت داد . برنامه ی امشب برای رشید پور در حکم قورباغه ای بود که خواسته یا ناخواسته قورتش داد . رشیدپور که سعی داشت از لای منگنه بهروز صفاریان بزرگ فرار کند به چنان جان کندنی افتاده بود که نمونه اش در حافظه ی سیمای جمهوری اسلامی موجود نیست . اگر این برنامه را دیده باشید مجری برنامه هر شب چند دقیقه مانده به پایان برنامه یک دیسکDVD به میهمانی که در حال خداحافظی بود می داد اما امشب که صفاریان شجاعانه این دیسک را طلب کرد مجری بهانه آورد . از طرفی برنامه که هر شب ساعت ده تمام می شد امشب ده دقیقه زودتر تمام شد تا صفاریان بیشتر از این آبروی نداشته تلویزیون را نریزد و مجری برنامه هم در پاسخ اعتراض صفاریان به این مسئله با ترس خندید و خداحافظی کرد . امشب برای اولین بار برنامه شب شیشه ای بدون خداحافظی میهمان مدعو تمام شد .

بهروز صفاریان شیشه شب شیشه ای را شکست . برای گفتن خسته نباشید به او تلفن خواهم زد . اگر دوست داشتید نظرتان را درمورد برخورد او در بخش نظرات این مطلب بنویسید . صفاریان آن ها را خواهد خواند . 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٦

ماجرای زهره آق شو کت و موسيقی رپ ايرانی

به طور قطع ماجرای انتشار سی دی کاملن خصوصی زهرا امیر ابراهیمی را شنیده ایم . من به شخصه اعتقاد دارم که این دختر بیشتر از نادانی و غفلت خودش قربانی نادانی وغفلت جامعه بی فرهنگ و نه بی تمدن ایران شد . فرماندهی نیروی انتظامی اعلام کرده که گردش مالی سی دی موسوم به زهره بیش از چهارونیم میلیارد تومان بوده . صحبت کردن در این مورد خاص حداقل برای من خیلی مشکل است چون نود ونه در صد این ماجرا را مردمی می بینم که نا آگاهانه نشستند و با دیدن خصوصی ترین بخش زندگی یک چهره شناخته شده وی را نیست ونابود کردند ویک درصد از این ماجرا را خود زهرا امیر ابراهیمی . چرا که او نیز مثل ما فقط وفقط یک انسان است با تمام خوبی ها و بدی ها .

اما نگارش این سطور نه برای ملامت مردم است و نه برای توجیه زهرا امیر ابراهیمی . زهرا امیر ابراهیمی امروز به عنوان یک بیمار روانی در آسایشگاه بیماران روانی بستری شده . نکته مهم برای من کاری است که گروه موسیقی رپ موسم به یاس در یک حرکت فوق العاده انسانی در حمایت از این دختر قربانی انجام داده . گروه یاس با یک آهنگ در انتقاد از مردم وجهالتی که توزیع کنندگان سی دی به کار برده اند برای اولین بار کارکرد موسیقی رپ را در شکل صحیح خود که همان نگاه انتقادی به معضلات اجتماعی است به کار برده .بر روی این آهنگ نیز به تازگی کلیپی ابتدایی اما بسیار گویا از نقش آفرینی های زهرا امیر ابراهیمی قرار گرفته . البته خوشبختانه این کلیپ چنان همه گیر شده که در اکثر گوشی های موبایل موجود است . اما من به تمام دوستان ودشمنان نانی و زبانی وجانی پیشنهاد می کنم که اگر این آهنگ وکلیپ را ندیده اند در اولین فرصت تماشایش کنند و به دیگران نیز پیشنهاد دیدنش را بدهند .

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٦

مروری بر سال ۱۳۸۵

سال ۱۳۸۵ هم مثل همه سال های دیگر پر بود از حوادث خوب و بد .

در ذهنم پاره ای از حوادثی را که برایم مهم بوده  مرور می کنم .

بنیامین خواننده موسیقی پاپ با اولین کاست خود ایران را مسخ اثر خود کرد.رامین جهانبگلو فیلسوف بزرگ به جرم اقدام در جهت زمینه سازی برای انقلاب مخملی به زندان افتاد و بعد از شش ماه آزاد شد . گروه موسیقی راک اوهام دومین آلبوم خود را با نام آلوده به علت مخالفت وزارت ارشاد اسلامی  ایران در آلمان منتشر کرد و به شدت مورد توجه قرار گرفت . اکبر گنجی روزنامه نگار و متفکردگراندیش بعد از زندان - بعد از هفت سال زندان - برای دریافت جایزه قلم طلایی فروردین ماه به مسکو رفت و در پی آن با سفر به اروپا و آمریکا و سخنرانی در تعداد زیادی از دانشگاه های معتبر جهان تا به امروز به ایران بازنگشته. شرق وزین ترین روزنامه اصلاح طلب کشور توقیف شد و بعد از ماه ها در اسفند ماه اجازه انتشار دوباره یافت و از اردی بهشت سال ۸۶ برروی پیشخوان روزنامه فروشی ها خواهد آمد . رسول ملاقلی پور کارگردان شناخته شده سینما به طور کاملن اتفاقی بر اثر سکته در گذشته . فیلم آتش بس به کارگردانی تهمینه میلانی در تهران یک میلیارد تومان ودر کل کشور نزدیک به دو میلیارد تومان فروخت و عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به دست آورد . اکبر محمدی  دانشجوی  بازداشتی در حادثه کوی دانشگاه بعد از هفت سال حبس در زندان جان باخت . فیلم ملودرام میم مثل مادر آخرین ساخته رسول ملاقلی پور فقید در سینماهای ایران اکران شد و در تهران یکی از خانم ها در حین تماشای فیلم آن چنان تحت تاثیر قرار گرفت وبی هوش شدکه از سالن سینما مستقیم روانه بیمارستان شد . قیمت مسکن در تهران نزدیک به صد درصد افزایش یافت . مارتین اسکورسیزی برای فیلم مردگان جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد . مسعود ده نمکی یکی از فرماندهان شناخته شده گروه موسوم به فشار فیلم جنجالی اخراجی ها را کارگردانی کرد و به جشنواره فرستاد .فیلم ۳۰۰ ساخته کمپانی معتبر برادران وارنر با تحریف تاریخ ایران در آمریکا اکران شد که با واکنش شدید جامعه ایرانیان داخل وخارج کشور مواجه شد . شهرام جزایری از بند گریخت ومجدد دستگیر شد . مسعود کیمیایی فیلم حکم را که اتفاق تازه ای در کارنامه چهل ساله اش است را بر پرده سینما فرستاد و فیلم رئیس را ساخت .داریوش مهرجویی فیلم سنتوری را ساخت . از محبوبیت اندک احمدی نژاد در سطح عمومی جامعه به شدت کاسته شد .تونل رسالت بعداز سال ها جان کندن شهرداری های مختلف تهران بعد از بیش از ده سال به بهره برداری رسید .بلندترین برج مسکونی ایران با نام برج بین الملل در ۵۶ طبقه در بزرگراه حکیم تهران به بهره برداری رسید و گرانترین واحد این برج در طبقه آخر با متراژ ۴۸۰ به گرانترین مبلغ تاریخ مسکن ایران یعنی سه میلیارد ودویست میلیون تومان به فروش رفت .نزدیک به پنجاه نفر از دانشجویانی که در مراسم سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر عکس رئیس جمهور را سوزانده بودند و بر علیه او شعار داده بودند از ادامه تحصیل محروم شدند و به حوزه نظام وظیفه برای انجام خدمت سربازی معرفی شدند . در عجیب ترین اتفاق ممکن برای دنیای سینما گرانترین بازیگر سینمای فرانسه خانم ژولیت بینوش و برنده معتبرترین جایزه های سینمای جهان به دعوت عباس کیارستمی غول سینمای ایران وجهان و به مدت چهار روز به ایران آمد و در منزل شخصی کیارستمی مهمان شد . عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دوره اصلاحات به طور رسمی ساکن لندن شد . در نهمین سالگرد آتش سوزی سنما آزادی روز ۲۹ فروریدن کلنگ بازسازی این سینما زده شد .حسین علیزاده استاد بزرگ موسیقی ایرانی برای آلبوم به تماشای آب های سپید نامزد جایزه معتبر گرمی در بخش بهترین آلبوم موسیقی سنتی جهان شد . سینمای ممتاز تماشا با سه سالن در میدان معلم یافت آباد در جنوب تهران گشایش یافت . مجموعه فرهنگی اریکه ایرانیان با سرمایه شخصی بیست میلیارد تومانی یک ایرانی فرهنگ  دوست در فرحزاد تهران افتتاح شد . فیلم توقیف شده آفساید ساخته جعفر پناهی برنده جوایز مختلف و معتبر سینمای جهان شد و بیش از پنجاه کشور فیلم را برای پخش خریداری کردند . سازمان جهانی یونسکو در مقرر خود در پاریس ا ز استاد عزت الله انتظامی بازیگر شناخته شده سینمای ایران بخاطر یک عمر فعالیت هنری قدر دانی کرد . سانسور در وزارت فرهنگ وارشاد دولت عدالت پرور چنان شدت گرفت که به اهالی فرهنگ و هنر از زمان مشروطه تا به امروز بی سابقه است .

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٦

سال نو مبارک

 

سال ۸۵ تمام شد يعنی رفت .

سال ۸۶ شروع شد يعنی آمد.

یک بار دیگر يک سال ديگر با تمام خوبی ها و بدی ها  گذشت و سالی جديد و نو در راه است با تمام خوبی ها و بدی ها . اميدوارم  سال جديد برای همه مان سالی متفاوت در جهت مثبت باشد . اول از همه سالی پر از سلامتی و قدرت و انرژی وتوان انسان بودن و بعد سالی پر از شعور و خالی از شعار . سالی که بتوانيم خودمان را به خودمان و نه به ديگران ثابت می کنيم .سالی که خودمان خود واقعی يمان باشيم و نه آن خودی که ديگران می خواهند .سالی که از آرزوهايی که سال هاست با ماست فارغ شويم تا از آرزوهای جديد انباشت وانبوه و انبان شويم . سالی که کمتر حسادت کنيم . کمتر دروغ بگوييم . کمتر بد هم ديگر را بخواهيم . کمتر به هم متلک بگوييم . سالی که مودب تر شويم . سالی که بيشتر به شعور هم احترام بگذاريم . بيشتر با هم بخنديم و کمتر به هم . بيشتر پول دربياوريم و درست تر خرج کنيم . بيشتر کتاب بخوانيم . بيشتر به سينما برويم و بيشتر فيلم ببينيم . بيشتر موسيقی خوب گوش کنيم . بيشتر به موزه و تئاتر و اماکن فرهنگی برويم . اگر عاشق شديم خوب عاشق بشويم و فقط ادای عاشق ها را در نياوريم .

اميدوارم سال ۸۶ برای  همه مان حکم تک خالی شورانگيز را داشته باشد تا پايان همين سال. چرا که سال ۸۷ بايد بهتر باشد و ۸۸ بهتر از همه سال ها و سال ها از پی هم نه به که  بهتر .

پس همه عمرتان مبارک .

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦

روز ملی شدن نفت

 

امروز ۲۹ اسفند ماه بود . روز ملی شدن نفت برای ايرانيان . همان طور که می دانيم شخصی که باعث ملی شدن نفت ايران شد کسی نبود جز مصدق بزرگ . دکتر مصدق در تاريخ ۲۱ مهر ۱۳۳۰ در جلسه شورای امنيت سازمان ملل حاضر شد و متن زير را در برگه ای از پيش نوشته به همراه اسناد مکتوبی که به صنعت نفت ايران مربوط بود  از زير پيراهنش خارج کرد - مصدق از طرف افرادی ناشناس تهديد شده بود که نبايد اسناد را رو کند - و شروع به سخن رانی کرد . البته متن زير بخشی از متن کامل سخنرانی دکتر مصدق است :

آقايان  خانم ها

هم ميهنان من فاقد وسايل اوليه و ضروری زندگی اند و سطح زندگی آن ها احتمالن از جمله ی پايين ترين سطوح زندگی در دنياست . بزرگ ترين منبع طبيعی ما نفت است . اين نفت بايد منبع کار وغذای ايران باشد . بهره برداری از آن بايد به نحو مناسبی در اختيار صنعت ملی ما قرار گيرد و در آمد حاصل از آن بايد به نحو مناسبی در اختيار صنعت ملی ما قرار گيرد و درآمد حاصل از آن بايد صرف بهبود شرايط زندگی مردم ما شود . با اين حال صنعت نفت که اکنون تشکيلاتی پيدا کرده عملن هيچ کمکی به رفاه مردم يا پيشرفت فنی ويا توسعه صنعت کشور من نکرده است . دليل آن هم اين است که پس از پنجاه سال بهره برداری از آن توسط يک شرکت خارجی ما هنوز به اندازه کافی تکنسين ايرانی در اختيار نداريم و مجبوريم از کارشناسان خارجی دعوت به کار کنيم . اگر چه ايران در تامين نفت جهان نقش چشم گيری ايفا می کند و طی نزديک به پنجاه سال جمعن ۳۱۵ ميليون تن نفت توليد کرده کل منافع آن بنا به محاسبات شرکت سابق نفت فقط يک در صد يک ميليون پوند بوده است . برای اين که تصوری از رقم منافع ايران از اين صنعت عظيم به دست دهم بايد بگويم که در سال ۱۳۲۷ طبق محاسبات شرکت سابق نفت انگلیس و ايران در آمد خالص آن از ۶۱ ميليون پوند تجاوز کرد . اما از اين مبلغ ايران فقط ۹ ميليون پوند دريافت کرد و اين در حالی بود که ۲۱ ميليون پوند از اين سود فقط به حساب خزانه داری بريتانيا بابت ماليات بردر آمد واريز شد .

در اين جا بايد اضافه کنم که جمعيت ساکن در منطقه جنوب ايران و اطراف آبادان که بزرگترين پالايشگاه نفت جهان در آن قرار دارد در شرايط فقر مطلق به سر می برند و از ابتدايی ترين ضروريات زندگی محرومند . اگر بهره برداری از صنعت نفت ما در آينده نيز همچون گذشته ادامه پيدا کند و اگر ما قرار باشد در همان شرايطی بمانيم که ايران صرفن به کار دستی در حوزه های نفتی مسجد سليمان و آغاجاری و کرمانشاه و در پالايشگاه آبادان ادامه دهد و اگر استثمارگران خارجی هم چنان و عملن تمام درآمد ما را به خود اختصاص دهند مردم ما برای هميشه در شرايط فقر و بی نوايی باقی خواهند ماند . اين ها  دلايلی  است که پارلمان ايران - مجلس و سنا - را بر آن داشت که به اتفاق آرا رای به ملی کردن نفت بدهد.

 

لطف کنيد دکتر مصدق بزرگ را با سياستمداران کوچک امروز کشورمان مقايسه نکنيد.

مقايسه زمين و آسمان مقايسه نيست .

اشتباه ست . 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

توالت

مقدمه

می دانم از تیتر یاداشتم به شدت جا خوردید و در خودتان گفته اید فلانی به کل قاطی کرده ، اما بد نیست مطلب را تا آخر بخوانید و بعد قضاوت کنید .

مدتی است به این نتیجه رسیده ام افرادی که به هر دلیلی از ایران مهاجرت می کنند و شهروند یا پناهنده کشوری دیگری می شوند بسیار عاقل اند .

سئوال

لطفن خوب به اطرافتان نگاه کنید و به سئوالات که در زیر آمده فقط و فقط جواب مثبت یا منفی بدهید.

- آیا از وضعیت اقتصادی خود و خانواده تان راضی هستید .

- اگر آنقدر خوش شانس هستید که بیکار نباشید آیا از شغلتان راضی هستید.

- آیا تحت حمایت بیمه تامین اجتماعی قرار دارید.

- آیا فکر می کنید در مسیر عادی زندگی می توانید صاحب مسکن شوید .

- آیا می توانید بدون حمایت خانواده ازدواج کنید و صاحب یک زندگی مستقل شوید .

- آیا بطور متوسط در طول عمرتان تا همین امسال به ازاء هر سال یک بار به سینما رفته اید.

- آیا بطور متوسط در طول عمرتان تا همین امسال به ازاء هر سال یک جلد کتاب خوانده اید.

- آیا تا به امروز با تمام اعضای خانواده به سینما، تئاتر یا کنسرت موسیقی رفته اید.

    - آیا شما به طور مداوم اهل مطالعه روزنامه هستید .

- آیا تا به امروز پدر و مادر شما به شما پیشنهاد داده اند که مثلن فلان کتاب را بخوانید یا برای دیدن فلان فیلم یا تئاتر اقدام کنید.

- آیا فکر می کنید تا پایان عمرتان در مجموع ده بار به تماشای تئاتر یا کنسرت موسیقی بروید .

- آیا فکر می کنید تا پایان عمرتان بتوانید به سه کشور خارجی سفر کنید.

- آیا فکر می کنید تا پایان عمرتان ده بار با هواپیما به سفر بروید .

- آیا فکر می کنید روزی فرا برسد که هر یک از اعضای خانواده تان با توجه به سلیقه و دریافت خود از زندگی، مشترک یک مجله شوند.

- آیا تمام اعضای خانواده شما تا به امروز در مجموع ده ساعت موسیقی کلاسیک گوش کرده اند.

- آیا فکر می کنید مدارک دانشگاهی در کل کشور ما با شعور و فرهنگ ملتمان هم خوانی دارد .

- آیا فکر می کنید که اگر تلویزیون ملی کشورمان را از زندگی تان حذف کنید چیزی را از دست می دهید .

- آیا فکر می کنید روزی خواهد آمد که بیکاری نه ریشه کن که به نصف آمار کنونی برسد .

- آیا فکر می کنید روزی خواهد آمد که تعداد معتادان کشور ما به نصف میزان کنونی برسد.

- آیا هر فرد در خانواده شما از یک اتاق کاملن خصوصی برای خودش برخودار است .

    - آیا تمام اعضای خانواده شما هر روز مسواک می زنند.

- آیا تمام اعضای خانواده شما یک حوله مخصوص به خود دارند .

- آیا فکر می کنید تا ده سال آینده مشکل ترافیک در شهر های بزرگ ایران حل شود .

- آیا فکر می کنید ایران تا پنجاه سال آینده بتواند از مجموعه کشورهای جهان سوم خارج شود .

- آیا فکر می کنید تا ده سال آینده اینترنت پرسرعت در همه جای ایران بدون استثناء در دسترس باشد.

- آیا فکر می کنید روزی فرا برسد که دیه زن و مرد در ایران مساوی شود.

- آیا فکر می کنید روزی برسد که یک زن ایرانی بتواند کاندید ریاست جمهوری شود .

- آیا فکر می کنید که روزی برسد که نه حجاب ونه بی حجابی در ایران اجباری نباشد .

- آیا فکر می کنید روزی برسد که رادیو و تلویزیون غیر دولتی در ایران ایجاد شود .

- آیا روزی خواهد رسید که هیچ هنرمندی برای فعالیت خودش احتیاج به تائید دولت نداشته باشد.

- آیا روزی خواهد رسید که تمام ایرانیان خارج براحتی به ایران رفت وآمد کنند.

- آیا روزی خواهد رسید که ما زندانی سیاسی نداشته باشیم .

- آیا روزی خواهد رسید که مردم برای خرید نان وشیر و پنیر و هزار مورد دیگر در صف نه ایستند .

- آیا روزی خواهد رسید که ذهن هیچ ایرانی درگیر سئوالاتی این چنینی نباشد.

 موخره

اگر مطلع باشید برای پیوستن کشورهای قاره اروپا به اتحادیه اروپا بیش از دوهزار شرط وجود دارد . اما اگر در همین اینترنت بی سرعت خودمان سرچ کنید بی شک اگر شاخ در نیاورید شاخک در خواهید آورد از تعدادی از این شرایط. تعدادی از شرایط بسیار معمولی این است که مثلن کشوری که می خواهد عضو اتحادیه شود باید به لحاظ ناوگان راه وترابری اعم از دریایی و هوایی و زمینی بروز باشد و مدرن ؛ یا  مثلن به ازاء هر فرد یک دستگاه کامپیوتر ، یک دستگاه تلویزیون و یک دستگاه تلفن موبایل در کشور کاندید وجود داشته باشد . یا به ازاء هر دویست نفر یک باجه تلفن باشد و به ازاء هر پنج هزار نفر یک کیوسک و به ازاء هر هزار نفر یک نشریه یا مطبوعه یا به ازاء هر هزار نفر یک پزشک و بسیاری موارد دیگر . اما شاید باورتان نشود که بدانید در بین این دو هزار شرط یکی هم این است که ارتفاع هیچ پیاده رویی از سطح خیابان در کشوری که تقاضای عضویت داده نباید بیش از پانزده سانتیمتر باشد تا مفاصل افراد مسن آسیب نبیند و از همه عجیب تر این که از هر نقطه در هر شهر تا یک توالت عمومی نباید بیش از پنج دقیقه با پای پیاده راه باشد .

نتیجه

ما به بهشت می رویم غربی ها به جهنم . ما صالحیم غربی ها فاسد . خدا با ماست شیطان با غربی ها . کسانی که حرف های منصور را تائید می کنند دیوانه اند کسانی که تائید نمی کنند سربراه و عاقل .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ،۱۳۸٥

يک تجربه

دو هفته ای  بود که به شدت درگیرساخت یک فیلم تبلیغاتی برای جوانترین کاندیدای شورای شهر چهاردانگه بودم . تجربه ای کاملن متفاوت و شاید کمی رویایی .

برای منی که قبل از این تنها یک فیلم 26 دقیقه ای کوتاه  را ساخته بودم شاید این بزرگترین ومفیدترین شانسی بود که در خانه ام را زده . هدایت و کنترل پنج دوربین فیلمبرداری و ساخت پلاتوی که کم از کارهای بسیار جدی نداشت برای چون منی که در ابتدایی ترین نقطه راه قرار گرفته ام غنیمتی بزرگ بود. ضمن این که تمام مراحل تولید کاراز پیش تولید تا فیلمبرداری وتدوین و صداگذاری و حتی تکثیر سی دی اثر نیز تحت نظارت خودم بود .

در مجموع دو هفته ای که صرف تولید این فیلم تبلیغاتی شد برایم پر بود از آموزش و نکته وهیجان و استرس به موقع جمع وجور شدن کار و شب بیداری و چرت زدن های پی در پی در ماشین از شدت خستگی و بی خوابی .

گذشته از این موارد اعتباری بود در بین بچه های گروه تصویر و صدا و استودیو هنر دوم که کار تدوین وصداگذاری در باکس تدوین این استودیو انجام شد و همین طور باب آشنائیتی با جمع جدیدی از عواملی که من را در تولید وارائه این اثر حمایت کردند .

امیدوارم این تجربه متفاوت حتا در کمترین شکل ممکن در کار و عشق من تاثیرگذار باشد .

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٥

قدر دانی

ممنونم از این که  مطلب " آیا می توان از موتور سیکلت به خدا رسید ؟" را خواندید و خوشحالم از این که به هر دلیل متعصبانه یا غیر متعصبانه واکنش نشان دادید . اما شخصن چیزی که از واکنش های تمامی دوستان برداشت کردم این بود که مطلبی که نوشته ام مطلبی است درست .

چرایی اش هم این است که هر کس به اندازه وسعت دید و دانش و آگاهی و تعصب خود از خدا برداشت کرده و می کند و نظر هر کس به نظرخود آن کس درست ترین نظر است . این یعنی همان پلورالیسمی که در مطلبم قید کرده ام ؛ یعنی همان کثرت گرایی . یعنی همانی که می گوییم ، بهره از حقیقت .

اما ازبین نظراتی که دوستان مطرح کرده اند من با دوست خوب و اهل دانش و بینشم  " سوفیا " بیشتر از دیگران موافقم و در واقع نظر من هم همانی است که ایشان مطرح کرده اند .

در مورد نظر دوست جانی ام امید و دفاعیه ایشان هم تشکر و قدردانی می کنم و بحث خدا و امید و منصور از آن بحث هایی است که همیشه و هنوز در گفتگوهای ما بوده و هست و من ترجیح می دهم با امید به طور شخصی و کاملن خصوصی در این مورد صحبت کنم .

تشکر از صراحت یوسف عزیز نیز کمترین کاری است که می توانم از ایشان بکنم چرا که همیشه از رک وراستی و بی پروایی اطرافیان قدرت ونیرو گرفته ام .

در مورد نظر بهنام عزیز هم ، قدردان وممنونم و در نوشته ای جدا گانه توضیح خواهم داد که من چطور به تمامی نوشته ها وگفته هایم مومن و پایبندم.

اما در مورد دوست خیلی خوب تازه یافته ام " مهندس رحیمی " که از ایشان هم  سپاسگزارم از تمامی دوستان درخواست می کنم که حتمن به وبلاگ ایشان هم سربزنند که جدان مطالبشان خواندنی است وپرمحتوا. ( البته شخصن درخواست می کنم که غلظت مطالب مذهبی شان را پایین بی آوردند )

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٥

← صفحه بعد