عاشقانه ها

اين دومين شعر از مجموعه عاشقانه هاست که از قبل در موردش نوشته بودم .

 

عاشقانه ۲

 

عشق را با تو فهميدم

خود را در وجود تو ديدم

وقتی برای اول بار

ناله ای از درون بشنيدم

 

دوست دارم همدمم باشی

يار اول آخرم باشی

مثل يک گل رز زيبا

يا که تاج برسرم باشی

 

دوست دارم شانه کنم

گيسوان کمندت را

يا اين که نظاره کنم

چشمان قشنگت را

 

دوست دارم بياويزم

گوشواره ای از گيلاس

بر چهره زيبايت

شيدايی از آن پيداست

 

دوست دارم ببينم من

لبخند فريبايت

دانم چه غمی است آن

برده دل تنهايت

 

خواهم که به من گويی

دوستت دارم ای خوبم

آنگاه شوم آرام

دانی که مجنومنم 

                                       ( اين شعر در ۲۷/ فروردين /۱۳۸۳ آمد )

 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

ممد ابطحی آخوند شکم گنده

می دانم که از تيتر اين بخش از نوشته ام سخت تعجب کرده ايد و در دل گفته ايد زبان سرخ سر سبز می دهد به باد؛ اما پيشنهاد می كنم اگر ابطحی را نمی شناسيد متن زير را بخوانيد و زود قضاوت نكنيد .

سيد محمد علی ابطحی آخوند باحال ، شكم گنده ، با معرفت و بدون شيله پيله را اگر بشناسيد می دانيد كه او در كنار سيد محمد خاتمی رئيس جمهور اسبق شايد تنها آخوندهای متفاوت و ساختار شكنی هستند كه لباس آخوندی به هيچ وجه فاصله ايجاد نكرده بين شان و مردم . البته اين متفاوت بودن در مورد ممدابطحی ( از اين به بعد برای اين كه رويش را كم كنيم می نويسيم  ممد، تا او باشد كه به آدم های بی جنبه ای مثل من رو ندهد ) خيلی خاص تر و حادتر از خاتمی است چرا كه او با سادگی ، صراحت و صداقت تمام ديوارهای اطرافش را به كل از بين برده و بيشتر خودش را يك عمله مذهبی می داند تا يك آخوند سياستمدار.

ممدابطحی در ضمن اولين آخوندی است كه به طور حرفه ای اينترنت باز است و يك وبلاگ نيز دارد كه خيلی هم پرمخاطب است و چند باری  توسط نيروهای مشخص اما ناشناس حك شده . او از انتقاد از اطرافيانش هيچ ابايی ندارد والبته گاهی هم برای خالی نبودن عريضه در وبلاگش چاخان پاخان می كند . 

ممدابطحی در دوران رياست جمهوری خاتمی ابتدا پست رئيس دفتری او را برعهده داشت و در دور دوم رياست خاتمی ، بر صندلی معاونت پارلمانی نشست اما از آنجايی كه در انتخابات مجلس هفتم نيروهای موسوم به محافظه كار مجلس را تسخير كردند وآب ابطحی كه يك اصلاح طلب تندرو است با آنها در يك جوی نرفت از سمت خود استعفا داد و به مشاورت خاتمی اكتفا كرد.

از كارهای ممد ابطحی كه حتی داد اصلاح طلبان انتقاد پذير را نيز در آورده بود عكاسی مخفيانه وی از جلسات هيأت دولت بود به وسيله موبايل كه هر شب آن عكس ها را در وبلاگش قرار می داد . البته غالب اين عكس ها در شرايط خاص گرفته شده بود مثلاُ وقتی كسی داشت خيلی بد ميوه می خورد يا وقتی وزيری داشت با دماغش بازی می كرد و عكس هايی از اين دست .     

ممدابطحی آخوندی است اهل هنر به خصوص سينما و موسيقی وهر چند مدت يك باردر وبلاگش مطالبی در اين موارد می نويسد . در زمان اكران فيلم مارمولك وی از مدافعان سرسخت ادامه اكران فيلم بود . ديدگاه ابطحی نيز به واقع مانند رضا مارمولك است و او طرفدار قرائت جديد و باز از مسائل دينی می باشد .

جامعه ما سخت به آخوندهای ساختار شكن و انتقادپذير مثل ممد ابطحی نياز دارد .

                                                                      www.webneveshteha.com

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

محرم و موسيقی

طی چند سال اخير در حوزه نوحه و مرثيه سرايی محرم جريانی در حال ايجاد و شکل گيری است و آن تغييرات بنيادينی يست که دارد نوحه را به شکل جديدی از ترانه های موسوم به عزادارای تبديل می کند .اين شکل از نوحه که حاصل اشعاری است از ترانه سرايان امروزی و همراهی سازهای الکترونيکی که بهره بری از آنها در دسته های عزاداری منع قانونی دارد  در مدتی کوتاه چنان همه گير شده که حالا ديگر کمتر کسی است که برای يک بار هم شده در طول دهه محرم به نمونه ای از اين آثار گوش نکرده باشد .

هر چند جا افتادن اين گونه آثار در بين عموم مردم مستلزم گذر زمانی بيشتر از آنچه طی شده  می باشد اما بايد قبول کرد که مدرنيسم مذهبی با سرعتی بالا در حال رسوخ در فرهنگ ماست . البته طبق معمول عده ای خشک مذهب و منتقد تغييرات اين چنينی با اين امر مخالفت می کنند اما نبايد فراموش کرد که فرهنگ در تمام جوامع مانند رودخانه ای است که خود مسير حرکتش را پيدا می کند و از طريق آئين نامه و دستور قابل تغيير نخواهد بود .

اما گذشته از تمامی انتقادات وارده  براين سبک نوحه سرايی نکته قابل توجه اين که به هر حال تغييراتی ازاين نوع و نوگرايی در اين قالب و شکل باعث آشتی تعداد زيادی از جوانان با اين دست از آئين و مراسم مذهبی می شود  و اين موردی است که که در بسياری از کشورها و فرهنگ های ديگر نيز جواب داده . يعنی چه بخواهيم و چه نخواهيم تغييرات جامعه امروز کم کم امور دينی ومذهبی را نيز با خود همراه کرده  و اتفاقا بايد اين مسئله را به فال نيک گرفت چرا که معنويت نيز دارای جايگاهی خواهد بود در دنيای مدرن . 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

محرم  و مدرنيسم

اين روزها به مناسبت دهه محرم و اعتقاداتی كه سال هاست با شيعه مذهبان و بويژه ايرانيان همراه گشته در هر كوچه و خيابانی و در هر مسجد يا تكيه ای مراسم عزاداری برای امام حسين برقرار است . گذشته از اين كه اين شكل از عزاداری تا چه حد در بزرگداشت امام حسين مورد تائيد است يا نه و چه دليلی باعث شده تا مردم هنوز بعد از گذشت قرن ها طبق قراردادی نانوشته اين طور با شور و هيجان در زنده نگهداشتن اين آئين  بجوشند و بكوشند چيزی كه در اين ميان بيشتر از همه از ديد نگارنده نمود دارد اين است كه مردم و به ويژه جوانان بنا به هر دليلی به طور چشم گير در اين مراسم شركت می كنند .

مشارکت عمومی مردم در اين مراسم نشان دهنده اين است که محرم وحواشی مربوط به آن از ناخودآگاه فردی ما عبور کرده و در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده ؛ طوری كه بدون هيچ فراخوانی حداقل به عنوان ناظر در اين مراسم حاضر می شوييم . جوانان اعم از دختر و پسر نيز با حضور در اين مراسم و با تيپ و پوشش امروزی ، گويی می خواهند مدرنيسم ايرانی را وارد مذهب كنند تا تعريف جديدی از زاويه ديدی جديد ارائه كنند. هر چند هنوز اين امر فراگير نشده اما طبق تجربه های گذشته ديری نمی پايد كه كليت جامعه مذهبی ايران دراين پروسه حل خواهد شد تا مذهب شيعه در شكلی جديد ، با تفكری جديد همراه شود با نسل جديدی كه ناگزيراست از جهانی شدن و به روز شدن ( up date ) برای زندگی در دنيای امروز . جوان اسير روزمره گی شده امروز با اعتقاد يا بی اعتقاد ، آگاهانه يا از سرغريزه ، به هر حال و به هر دليل مذهبی يا شخصی در اين مراسم شركت می كند تا كمپلكس های روانی خود را تخليه كند و اين با هر نگاهی به مذهب ، پديده ای است خوب و مبارك و شايد بازگشتی باشد به خويشتن خويش.

به اميد اين كه مدرنيسم مذهبی پله ای باشد برای ما تا جهانی فكر كنيم و بومی عمل كنيم .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

احمق ها به بهشت نمی روند !

بعد از آن که در ساعت نه و يازده دقيقه صبح روز يازدهم ماه سپتامبر ( ۲۰۰۱/۹/۱۱ ) دوهواپيمای مسافربری خطوط هوايی ايالات متحده توسط اعضای القاعده با برج های دو قلوی سازمان تجارت جهانی برخورد کردند و پليس آمريکا را زير سئوال بردند ( شماره تلفن پليس در تمام ايالات متحده آمريکا ۹۱۱ می باشد ) تاريخ جهان از نگاه سياستمداران آمريکا به دوپاره قبل و بعد از يازده سپتامبر تقسيم شد.

حمله اعضای بنيادگرا و مسلمان القاعده به ساختمان های تجارت جهانی که سمبل جهان دمکرات و ليبرال غربی است ،آن هم در نيويورک كه قلب تمدن غربی به شمار می رود در واقع حمله دارلسلام بود به دارالكفر از ديدگاه بن لادن و گروه اش .

اما داستان اين حمله احمقانه انتحاری كه با شستشوی مغزی جوانان اعضای القاعده همراه بود با اين وعده كه اگر در سيستمی كه القاعده برای شما تعريف می كند خودكشی كنيد در واقع خودتان را برای رسيدن به بهشت برين فدای اهداف والای بشری كرده ايد به اينجا ختم نشد و باعث كينه توزی جهان غرب نسبت به مسلمانان گرديد و تا آنجايی پيش رفت كه يكی از كشيش های مطرح مسيحی وقيحانه دين اسلام را دين ترور و پيامبر اسلام را يك تروريست معرفی كرد . متاسفانه رفتار گروه تروريستی القاعده نيز پيوسته به اين امر دامن زده كه دين اسلام دين خشونت و تحجر است و تفكر هيچ جايگاهی در آن ندارد . از رفتارهای حيوانی كه گروه القاعده بعدتر مرتكب شد سر بريدن افراد غير مسلمان به بهانه مبارزه با جهان كفر بود كه موجب سرافكندگی جامعه مسلمان جهان كه بيش از يك ميليارد جمعيت كره زمين را شامل می شود گرديد.

القاعده كه لكه ننگی است بر ُگرده  بشر متمدن، رفتارهای خشونت طلبانه خود را امروز نيز به رياست بن لادن مهندس فارغ التحصيل از آمريكا و ميلياردر سعودی در اشكالی مختلف و جديد ادامه می دهند و اين امر جز به پرده دری غربی ها و توهين به دين اسلام حاصلی در پی نداشته.

گذشته از اين كه پيرو چه دينی هستيم و يا اصلاً به خدا و دين اعتقاد داريم يا نه ، طبق اصل آزادی عقيده و آزادی انتخاب دين هر فرد جامعه بشری ، آزاد در انتخاب دين است و هيچ فردی حق اهانت به هيچ دينی را ندارد. اما برخی از غربيان كه خود را پرچمدار دموكراسی و آزادی نيز می داند متأسفانه در رفتاری احمقانه و هم رديف رفتار القاعده ،اما در قالبی ديگر سعی می كند ناآگاهانه در مقابل اعتقادات جامعه مسلمان جهان قد علم كنند و در آخرين عملكرد خود دست به انتشار تصاوير كاريكاتورگونه از چهره پيامبر اسلام زده اند . 

نگارنده اين سطور به هيچ وجه قصد طرفداری يك جانبه از هيچ دينی را ندارد و به شدت معتقد است كه دين امری است كاملاً شخصی بسته به دريافت هر فرد از آن . اما آن چه در اين ميان مهم به نظر می رسد توهين به شخصی است كه به عنوان يك قديس مورد تائيد يك جامعه بزرگ قرار گرفته و اين در مغايرت كامل با اصول آزادی عقايد است كه تمدن امروز خود را مدافع آن می داند . 

دگماتيسم در هر شكل چه در قالب القاعده يا در قالب تمدن غربی و يا هر نوع ديگری محكوم است و احمق ها در هر دين و مسلكی به بهشت نمی روند . اگر قائل به وجود بهشت هستيم پس بايد قائل به اين امر نيز باشيم كه بهشت جايگاه عاقلان است .       

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

جواب هم صدايی ها پليس ضد شورش نيست !

ترانه تصورکن يکی از آخرين کارهای سياوش قميشی  بی شک ازبهترين ها وفراموش نشدنی های حوزه موسيقی پاپ به شمار می رود .شعراين آهنگ توسط ترانه سرا و شاعر جوان ايرانی يغما گلرويی سروده شده .

يغما گلرويی از ترانه سرايان موفقی است که اکنون در داخل ايران زندگی می کند. قميشی قبلاٌ نيز از اشعار يغما گلرويی سی ساله ( اروميه - ۱۳۵۴ ) در کارهايش بهره برده که از مهمترين آنها می توان به بی سرزمين تر از باد و نقاب اشاره کرد .

اما آنچه اين آهنگ قميشی و شعر گلرويی را متمايز داشته از همکاری های ديگرشان ، و همين طور از آثار هنرمندان ديگر اين عرصه ، متن ترانه تصورکن است . گلرويی که سعی دارد پيوسته به مسائل اطراف خود نگاهی انتقادی داشته باشد اين بار کاری کرده کارستان؛ طوری كه مخاطب بعد از هر بار شنيدن اين آهنگ گويی يك بار كامل منشور جهانی حقوق بشر را مطالعه كرده .

آتش بس جهانی ، از بين رفتن زندان ، از بين رفتن تمام تسليحات نظامی و هسته ای ، از بين رفتن فاصله طبقاتی و فقر ، نبود هيچ فرد گرسنه در جهان ، از بين رفتن جهان تك قطبی ، محيط زيست ، جهان وطن شدن بشر از مسائلی است كه به عنوان دغدغه های انسانی ترانه سرا در اين اثر از آنها نام برده شده . 

پيش از اين هيچ ترانه سرای  فارسی زبانی آرمان های بشر مدرن امروزی را به اين شكل خمير مايه اثر خود قرار نداده . گلرويی با سابقه اندك و سن كمی كه دارد در همين سال های ابتدای فعاليتش، نام خود را در كنار ترانه سرايان بزرگی  چون ايرج جنتی عطايی  و شهيار قنبری قرارداده .

ترانه های فيلم حکم به کارگردانی مسعود کيميايی که توسط رضا يزدانی خوانده شده نيز همگی از کارهای يغما گلرويی می باشد که بيشترشان از کاست پرنده بی پرنده انتخاب شده اند. 

يغما گلرويی امروز يكی از اميد های آينده ترانه ی  فارسی در سرتاسر جهان به شمار می آيد .  به اميد روزی كه ترانه ی  ايرانی مخاطبی جهانی پيدا كند.

تصور كن اگه حتی تصوركردنش سخته ! 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

عاشقانه ها

شعر زير از مجموع عاشقانه هايی است که هر از چند گاهی برای کسی که رابطه قلبی قوی با او دارم سروده شده . از اين پس سعی می کنم اين سروده ها را به تدريج در وبلاگم نيز ثبت کنم. به شدت منتظر نقد و نظرتان هستم.

عاشقانه ۱

 

چشمانت آنچنان فريباست

که قلب يخ زده مرا به تپش وا می دارد

دستانت آنچنان نورانيست

که دير زمانيست برای ديدن خورشيد نگاهم را به آسمان نمی گردانم

کلامت آنچنان دلنشين است

که قصايدت را غزل می پندارم

و مهرت آنچنان که

واژه عشق را به حقارت وا می دارد

وقتی گام در قاب ديدگانم  می گذاری

ای قديس لحظه های بی کسی من

 

بعد از سال ها تهی بودن

عشق را با تو شناختم

سادگی را با تو آموختم

زيبايی را با تو حس کردم

مهربانی را از تو ديدم

صداقت را با تو تجربه کردم

و دانستم که هنوز زنده ام

چرا که می توانم عاشق شوم

و دوست بدارم .

                                        ۲۴/ فروردين /۱۳۸۳

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

اينترنت خوب يا بد؟

انقلاب ديجيتال و پيشرفت شگرف فناوری اطلاعات باعث شده تا بشر امروز با کمترين هزينه به بالاترين سطح از اطلاعات دست پيدا کند . امروز ديگر می توان با فشردن دکمه Inter هر دستگاه كامپيوتر، وارد دنيايی از اطلاعات مختلف شد واين ميسر نيست جز با بهره گيری از شبكه جهانی اينترنت .

اينترنت به واقع اثبات كننده نظريه دهكده جهانی هربرت مارشال مك لوهان است و در نگاهی ديگر شايد بتوان آن را مهمترين ابزار جهت اعتلای بشر در هر نقطه از كره خاكی و تحقق انديشه آرمان گرايانه منشور جهانی حقوق بشر دانست . در واقع اينترنت ارمغان آورنده  نوع جديدی از دموكراسی به نام دموكراسی ديجيتالی  می باشد. ( البته به شرطی كه آقايان محترم سانسورچی از شيطنت های فليترمأبانه خود بكاهند! ) 

اما آفت های اين مهمترين پديده دنيای مدرن هم كم نيست . امروز وقتی هر كاربراينترنت پشت دستگاه كامپيوتر خود می نشيند چنان مسحورو مبهوت دنيای بی كران داده های اينترنتی می شود كه ديگر نه گذشت زمان را حس می كند و نه كاسته شدن از روابط انسانيش با ديگران را . 

تحقيقات محققان نشان داده كه استفاده طولانی مدت از اينترنت باعث ايجاد افسردگی و انزوا طلبی فرد كاربر و همين طور دوری كردن از شركت در جمع دوستان و آشنايان می گردد . اين مسئله گذشته از تمامی موارد مفيد استفاده از اينترنت ، در نهايت موجب می گردد تا كاربر بر اثر خستگی وافسردگی روانی حاصل از استفاده ازاين شبكه،بهره وری واستفاده صحيح از اينترنت را از دست بدهد و بعد از گذشت زمانی اندك اقدام به ولگردی اينترنتی و گشت و گذار بی هدف و باری به هر جهت در سايت ها  كند. از طرفی همين قدرت انتخاب فراوان در شبكه اينترنت در اين لحظه به كاربر قدرت بالايی در اتلاف وقت و انرژی خود كه در نهايت بی حاصل و خالی از هر نوع فايده است می دهد و اينجاست كه شبكه ای كه می تواند در حكم استاد و معلمی بی بديل عمل كند شخص كاربر را  به علت ناتوانی و خستگی روانی اش به پرسه زنی های بی هدف  وا می دارد و متأسفانه اكثر مراجعات كاربران دراين لحظه به سايت های  بی محتوا ،هرزه نگار و غيراخلاقی كه آمار بالايی نيز در جلب بيننده  دارند تغيير مسير می دهد .   

اما جايگاه و پايگاه شبكه جهانی اينترنت در دنيای امروز ديگر به حد و اندازه ای رسيده كه نمی توان صرف به كارگيری بد عده ای كاربر يا وجود سايت های غير اخلاقی و منافی عفت منكر ارزش های و خدمات فراوان اين شبكه به جامعه جهانی شد . برای اثبات اين امر كافی است كه در ذهنمان تجسم كنيم ارتباط اينترنتی در جهان فقط و فقط برای يك شبانه روز به طور كامل قطع شود و آنگاه به تمامی عواقب آن اعم از اقتصادی ، اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و هنری  بی انديشيم .

واقعيت اين است ، دنيای امروز بدون اينترنت مثل اتومبيل مدرنی است بدون سوخت . حالا اينترنت به سوخت دنيای مدرن تبديل شده و حركت بدون اين شبكه ، ديگر بيشتر به رويا می ماند و به قول هگل فيلسوف آلمانی هستی بی حركت يعنی نيستی .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

خاتمی کيست؟

محمد خاتمی رياست سابق جمهوری اسلامی ايران (۱۳۷۶ ـ۱۳۸۴) به طور قطع در ميان سياستمداران تاريخ ايران دارای جايگاه خاصی می باشد . 

هر چند خاتمی در مجموع  نتوانست به وعده هايی که داده بود عمل کند اما بايد پذيرفت که وی يکی از تکرارنشدنی های حوزه سياست ايران است . خاتمی تنها سياستمدار عالی رتبه تاريخ چند هزار ساله ايران است که جوانان دانشجو توانستند بر سر او فرياد عصبانيت سر دهند و با لحنی تند از او انتقاد کنند . وی برای اولين بار اقدام به تشکيل  دولت مدرن البته در ابتدايی ترين شکل خود کرد و جسور ترين افراد را در وزاتخانه های خود نشاند، که عطاالله مهاجرانی وزير ارشاد و عبدالله نوری وزير کشور در صدر تمام وزرا چه به لحاظ جسارت و چه به لحاظ مديريت قرار داشتند. اما نوری توسط مجلس پنجم استيضاح شد و مهاجرانی نيز بعد از استيضاح از همان مجلس و گرفتن رای اعتماد مجدد بنا به فشارهای وارده در نهايت مجبور به استعفاء گرديد. دولت خاتمی كه به گفته خودش در سه سال اول بطور متوسط هر نه روز با يك بحران روبرو بود تنها دولت بعد از انقلاب است كه با موانع بيشماراز جانب اپوزيسيون داخلی روبرو شد و به همين دليل نتوانست تمام انرژی خود را صرف كارهای مهندسی و عمرانی كه مدنظر داشت بكند. باتمام اين احوال دولت خاتمی از لحاظ اقتصادی نيز از كارنامه قابل قبولی برخوردار است. ( رجوع شود به آمار سايت بی بی سی و عملكرد دولت اصلاحات )

واژه های دموكراسی  و آزادی ، جامعه مدنی ، اصلاحات ، تساهل و تسامح از عمده ترين الفاظی بود كه توسط شخص خاتمی وارد ادبيات سياسی ايران شد و امروز حتی متحجرترين افراد در دايره سياست ايران نيز برای توجيه اعمال خود دست به دامان اين واژه ها می شوند كه اين رفتار در نهايت ثابت كننده ملاك بودن دموكراسی و الفاظی از اين دست برای يك زندگی بهتر در دنيای مدرن امروز است .

عليرغم كارشكنی ها و موانع ايجاد شده ، فضای سياسی ، فرهنگی و اجتماعی دوران خاتمی كه خوشبختانه آثار درخشانش تا ابد از بين نخواهد رفت با هيچ دوره ای در بعد از انقلاب قابل مقايسه نيست. نمود اين امر را در امور هنری در سينما ، تئاتر ، موسيقی و كتاب بيشتر شاهديم و در امور اجتماعی در پوشش مردم و افزايش اميد به زندگی ( مراجعه شود به آمار سازمان بهزيستی در همين زمينه ) و همين طور در سياست ، در خود دولت خاتمی ، در مجلس ششم و در استفاده از امكان تجربه نشده ايجاد شوراهای شهرو روستا .

علاوه بر موارد فوق و گذشته از تاراج فله ای روزنامه های اصلاح طلب دوم خردادی توسط جناح موسوم به محافظ كار و راست ، درخشان ترين دوره فعاليت روزنامه های ايران نيز مربوط به دوران خاتمی و وزارت ارشاد وی البته  وزرات آقای مهاجرانی می باشد . روزنامه های صبح امروز ، خرداد ، عصر آزادگان ، توس ، نوروز و... از پرمخاطب ترين و پر تيراژترين روزنامه های اين دوره بودند .  

در مورد اهميت نظريه گفتگوی تمدن ها كه خاتمی آن را در مقابل نظريه جنگ تمدن های ساموئل هانتينگتون ابداع كرد نيز همين بس كه سازمان ملل متحد يك سال را به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری كرد كه در كمال تأسف در داخل مملكت از آن استقبال سردی شد.

خاتمی گذشته از برخورداری  از بيانی شيوا و ادبياتی خاص و امروزی  و شخصيتی محجوب و قائل به حيا و به شدت انتقادپذير، سوادی در خور يك رئيس جمهور و چهره ای فتوژنيك و كاريزماتيك شايد اولين آخوند شيك پوش و به روز ايرانی بود كه تا حدودی نيز به مد اهميت می داد. وی همواره از اقداماتی كه  قوه قضائيه در مناسبت های مختلف و به ويژه در فصل تابستان با تيپ و نوع پوشش و لباس مردم به خصوص جوانان داشت انتقاد می كرد و برای شعور جمعی جامعه ارزش و اهميت قائل بود . استفاده وی از عبای سفيد يا شكلاتی  و توری ، ابداع وی بود در نوع پوشش يك آخوند.

خاتمی اولين مقام رسمی جمهوری اسلامی بود كه بعد از سخنرانی اش ازدست زدن به جای تكبير و صلوات استفاده شد و خود وی نيز اولين آخوندی بود كه برای تشويق از دست زدن استفاده كرد . لبخند هميشگی وی نيزكار دستش داد و نام با مصمای  سيد خندان را برايش ارمغان آورد .

خاتمی همچنين اولين آخوندی است كه يك كاريكاتوريست جرأت كرد كه چهره او را سوژه كارش قرار دهد. ( برای مشاهده كاريكاتور چهره خاتمی به سايت هادی تونز كه در بخش لينك های اين صفحه قرار دارد مراجعه و طرح های هادی حيدری را مرور كنيد )

ديپلماسی و روابط خارجی ايران در دوران رياست خاتمی از درخشانترين دوران بعد از انقلاب به شمار می رود و احتمالاً تا سال ها نيز تكرار نخواهد شد . سفر خاتمی به كشور های مهم فرانسه ،آلمان ، ايتاليا و ژاپن نمود روابط خوب ايران با اكثر كشورهای تأ ثير گذار جهان است . تا قبل از رياست خاتمی روابط خارجی ايران بيشتر با كشورهای مانند بورونئی ، حبشه ، گينه بيسائو ، اتيوپی ، لائوس و كشورهای كه در نقشه جغرافيا از شدت بی اهميتی زير پونس ديوار قرار گرفته اند ختم می شد. از بدعت های  خاتمی در مورد روابط خارجی می توان از تبريك گفتن روز ملی كشورها توسط شخص رئيس جمهور و عرض سلام و ارادت به ملت های مختلف در هنگام عبور هواپيمای حامل خاتمی از آسمان كشورها  نام برد .

به نظر نگارنده خاتمی يك رئيس جمهور سه بار مستضعف بود .                                 

اول اين كه متأسفانه امروزعده ای از مردم داخل وی را يك فريبكار و دروغگوی رياكار می دانند و اين موضوع در خيلی از اماكن عمومی مثل تاكسی و كوچه و بازار نقل دهان مردم است . دوم اين كه خاتمی پيوسته توسط اپوزيسون خارج از كشور يك مهره ی خودی  جهت فريب مردم معرفی شده  و سوم اين كه خاتمی تنها رئيس جمهور تاريخ جمهوری اسلامی  تا به اين لحظه است كه توسط جناح راست وحتی جناح چپ كه عمده طرفداران وی را تشكيل می دهند به عنوان  شخصی ناتوان و سست در امور سياسی معرفی می شود. 

روزی كه خاتمی برای خداحافظی با مقام موقتش يعنی رياست جمهوری به مجلس رفت شعر زير را خواند . بخوانيد تا با عمق افكارش آشنا شويد .

هر كه ما را ياد كرد ايزد مر او را ياد باد        هركه ما را خار كرد از عمر برخوردار باد

هركه اندر راه ما خاری فكند  از  دشمنی        هر گلی  كز باغ  وصلش بشكفد بی خار باد 

                                                                                        خدا نگهدارش.

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

جشنواره ای به ابهت هيچ !

آنهايی که پيگيراخبار فيلم و سينما هستند می دانند که جشنواره بين المللی فيلم فجر که امسال برای بيست وچهارمين سال پياپی برگزار شد فاجعه ای  بود در تاريخ  برگزاری جشنواره . گذشته از اين که امسال در مجموع فيلم های خوبی به جز چند مورد خاص به نمايش در نيامد آمارغايبين شناخته شده نيز رکوردی  بود بی سابقه برپيشانی جشنواره .

اگر از مراسم افتتاحيه جشنواره كه تنها نوآوريش شروع مراسم با ساز و دهل كه نماد تحويل سال سينما بود را كنار بگذاريم مراسم اختتاميه كه با اجرا و لوس بازی های احمد نجفی توأم بود بدترين اختتاميه چند سال اخير به شمار می رود . آقای وزير ارشاد هم كه در نطقی دشمن شكن ! به شدت به نظريه جنگ تمدن های ساموئل هانتينگتون و نظريه پايان تاريخ فرانسيس فوكوياما تاختند تا همچنان ثابت كنند كه تمام مشكلات بشری ناشی از خوی استعماری  آمريكای جهانخوار است و اگر آمريكا نباشد جهان كويت می شود و جالب اين كه تلويزيون نيز با مونتاژ صدای  آقای وزير روی تصوير مهمانان خارجی جشنواره سعی داشت بگويد كه ايشان دارند خيلی حرف های مهمی می زنند و البته همين تلويزيون محترم با نشان ندادن خانم رخشان بنی اعتماد كه يكی از داوران جشنواره بود پيام مهم اخلاقی ديگری  به ويژه برای خانم های محترم صادر كرد و آن اين كه سعی كنيد از رژ لب و لوازم آرايشی دوری كنيد تا صلاحيت داشته باشيد كه تصويرتان از تلويزيون پخش شود.   

گذشته از كيفيت مراسم افتتاحيه و اختتاميه يكی از ضعف های اين دوره كه البته در چند سال اخير دامن سينمای ايران را گرفته، نبود فيلم هايی با موضوعاتی جديد و خاص بود . البته ظاهراً فيلم های به نام پدر ( ابراهيم حاتمی كيا ) ، كارگران مشغول كارند ( مانی حقيقی ) ، چهارشنبه سوری ( اصغر فرهادی ) يك سر و گردن بالاتر از بقيه فيلم ها قرار دارند. 

از نكات حيرت انگيز جشنواره حضور فيلم آفسايد ( جعفر پناهی ) در خارج بخش مسابقه و در بخش ميهمان بود . اين فيلم با سيستم DV و به وسيله محمود كلاری فيلمبردار برجسته سينمای ايران تصويربرداری و توسط نظام الدين كيايی صدابردار صاحب سبك صدابرداری شده  است .

در مجموع و در نگاهی كلی جشنواره بين المللی فيلم فجر يكی از ده جشنواره بی اعتبار جهان به شمار می رود كه گذشته از تمام نكات ذكر شده سانسور اعمال شده بر آن بزرگترين آفت اش است .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

آزادی انديشه با BBC نمی شه ! 

آقايان محترم سانسورچی در اقدامی ديگر که بی شک در جهت سوق دادن جامعه نادان بشری به سمت آگاهی و دوری از فساد صورت گرفته اقدام به فيلترينگ سايت خبری بی بی سی فارسی كرده اند. جالب اين كه سايت مذكور دارای راديو فارسی زبانی كه هر روز برای ايرانيان برنامه پخش  می كند نيز می باشد كه قطعاً دسترسی به آن خيلی آسانتر از وب سايت است . 

خبرگزاری بی بی سی از معتبرترين و با سابقه ترين  خبرگزاری های جهان می باشد كه اخبار توليديش را از طريق بيش از صد واحد خروجی( راديو- تلويزيون- وب سايت) و به زبان های مختلف در اختيار مردم جهان قرار می دهد . شبكه های  تلويزيونی  بی بی سی همچنين از توليد كنندگان معتبر فيلم های مستندوسريال های خوش ساخت جهان به شمار می آيند . سريال ارتش سری كه يكی از پرمخاطب ترين سريال های پخش شده از تلويزيون ايران است محصول اين موسسه دولتی انگليسی می باشد . همين طور مجموعه مستند حيوانات حس برتر كه در سال های گذشته بيننده های زيادی را جلب تلويزيون ايران می كرد نيز از توليدات تلويزيون بی بی سی می باشد. 

در مجموع  شايد بتوان سازمان بی بی سی را بدون اغراق دانشگاهی جهانی دانست كه در بالا بردن سطح آگاهی های مردم جهان پرثمر بوده .  

فيلتر شدن سايت بی بی سی فارسی قطعاً ضربه سنگينی برای اداره كنند گان اين سايت خواهد بود چرا كه فارسی زبانان در صدر آمار بازديدكنندگان از مجموعه سايت های بی بی سی قرار دارند. البته از آنجايی كه جوانان غيور ايرانی استعداد خاصی در استفاده از راه های ميان بر  دارند و مغزهای متفكر فيلترشكن نيز پيوسته در حال كندوكاو و ابداع جديدترين و بهترين راه های ممكن می باشند گردانندگان سايت فوق نبايد نگران باشند و بايد مثل هميشه به جوانان نسل سوم انقلاب اعتماد كنند و شك نكنند كه كار را به كاردان سپرده اند .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

اخبار

فيلم  قورباغه را قورت بده ! توسط آقايان علی مصفا و فردين صاحب زمانی زيرنويس انگليسی  و تبديل به DVD  شد.

منصور صفايی قصد دارد پخش اين فيلم را به زودی و در خارج از كشور آغاز كند .

فيلم  قورباغه را قورت بده ! در اولين اقدام به شركت فرانسوی Dream Lab Films معرفی شده . شركت فوق يكی از فعالان بازار فيلم  معتبرترين جشنواره فيلم كوتاه جهان يعنی كلرمون فرانسه است. اين جشنواره امسال از تاريخ ۲۷ ژانويه آغاز و در تاريخ ۴ فوريه پايان می يابد . فيلم افتتاحيه اين جشنواره امسال فيلم كوتاه هشت دقيقه ای صندلی  ساخته محسن مخملباف كارگردان برجسته ايرانی است . مخملباف در ضمن رياست هيأت داوران اين دوره از جشنواره كلرمون را نيز عهده دار است .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

به اميد شب های بدون برره

مقدمه

تلويزيون در تمام دنيا اساساٌ رسانه ای است مبتذل (به معنی پيش پا افتاده ) . علت اين که چون اين رسانه برای جلب مخاطب و کسب درآمد درجهت تدوام فعاليت های خود احتياج به برنامه های فراوانی دارد تا خوراک روزانه اش را تأمين کند پس ناچار پيوسته كيفيت را فدای كميت می كند . البته اين امر در شبكه های مختلف و در سيستم های مديريت مختلف ( دولتی / خصوصی ) و در كشورهای مختلف اشكال گونه گونی دارد. 

موضوع

سريال مردم فريب و بی محتوا و آبكی ( شما بخوانيد ويدئو كبابی ) شب های برره به كارگردانی بزرگ هنرمند نمای مورد تأييد سازمان صداوسيمای جمهوری اسلامی در حال پخش از تلويزيون است و متأسفانه مثل هميشه مورد توجه مردم فرهنگ دوست ما قرار گرفته . مهران مديری طبق قراردادش با صدا وسيما بايد در نود قسمت به شعور مردم ايران توهين كند و وقت مردم را هنرمندانه ( شما بخوانيد با لودگی ) تلف كند .البته با تكرار بعضی از قسمت ها و همين طور پخش پشت صحنه اين سريال قطعاُ شمارگان پخش اين برنامه به صد قسمت می رسد. نگارنده لازم می بيند در حد توان خود به نكات منفی اين سريال و كلاه گشادی كه آقای عزت اله ضرغامی رياست محترم سازمان مكرم صدا و سيمای جمهوری اسلامی به واسطه توليد اين سريال بر سر خلق اله می گذارند اشاره كند .

نگاه فلسفی به طنز های شبانه

آقای x می داند كه برنامه طنزی به نام Y هر شب رأس ساعت نه از تلويزيون پخش می شود . X می داند كه برنامه طنز برنامه ای است كه موجب خنده او می شود . X شب اولی كه برنامه را می بيند كلی لذت می برد و می خندد . اما تماشای  اين برنامه از شب های بعد عليرغم داشتن داستانی متفاوت با ديگر شب ها ، لذت شب های اول را تكرار نمی كند .                 

سئوال :چرا ؟ 

پاسخ : چون خنده X از شب دوم به جز در موارد محدود خنده ای ساختگی است . يعنی ذهن X  شرطی شده كه اگر مثلاً كيوون گفت ، پول زور بده ، پس بايد بخندد يا اگر سالار خان گفت ، جيگر بايد بخندد . در نگاهی ديگر مخاطب برنامه هايی از اين دست آگاهانه رأس ساعتی مشخص تلويزيون را روشن می كند تا بخندد و چون اين خنده يك خنده برنامه ريزی شده است پس در نهايت هر چه تعداد قسمت های  برنامه بيشتر می شود خنده ها نيز بيشتراز سر عادت حادث می شود و نه فكر نشده و بداهه . 

آثار مخرب فرهنگی

يكم : يكی از دوستان تعريف می كرد كه خانم همسايه شان برای خريد به ميوه فروشی می رود و به صاحب مغازه می گويد ، آقا پرتقال كيلويی چند بيد و مرد ميوه فروش پاسخ می دهد ، كيلويی فلان تومن جيگر و اين جواب ميوه فروش همان و داد و بيداد زن و چاقوكشی شوهرش و شكايت و شكايت كشی و مسائلی از اين دست همان .

دوم : چندی پيش رفته بوديم منزل يكی از اقوام مهمانی . بچه چهار پنج ساله ميزبان محترم مكرر در جمع حاضر نمك پرانی می كرد و پدرش را با اين جمله مورد عنايت قرار می داد ، بابا تو نفهمی ، نه وفهمی و ميزبان بيچاره كه مثل گوجه قرمز شده بود واقعاً خودش را به نفهمی می زد كه يعنی من نمی فهمم  فرزندم چه می گويد .

سوم : هفته گذشته يكی از دوستان با خانواده آمده بود برای شب نشينی منزل ما كه متوجه رفتار غريبی از جانب فرزندشان شدم . پسر بچه نه ده ساله، بينی اش را نزديك كف دستش  می گرفت و نفس عميق می كشيد . وقتی علت را از پدرش جويا شدم با افتخار و لبخند گفت ، داره گرد نخود می كشه .      

مسئله اقتصادی

صدا وسيما يك ميليارد تومان بابت توليد نود قسمت برنامه شب های برره بودجه كرده . اين برنامه در مجموع با تكرار و پخش پشت صحنه صد قسمت خواهد بود . اين برنامه به اضافه تكرار روزانه اش و آگهی های پس و پيش و ميان برنامه در نهايت حدود دو ساعت از بيست وچهار ساعت برنامه روزانه شبكه سه را پر می كند . همچنين اين برنامه به طور همزمان از شبكه جهانی جام جم نيز پخش می شود و روزانه دو ساعت از برنامه های آن شبكه را نيز تأمين     می كند . پس برنامه شب های برره در مجموع چهار صد ساعت از وقت شبكه های مختلف را پر می كند . حالا اگر يك ميليارد تومان را تقسيم بر چهارصد كنيم متوجه می شويم كه هر قسمت از اين برنامه فقط و فقط دو ونيم ميليون تومان هزينه برده . با اين مبلغ اندك در هيج كجای دنيا نمی توان برای اين مدت برنامه ساخت . حالا اگر در آمد صدا وسيما را از پخش آگهی های اين برنامه مد نظر بگيريم متوجه می شويم كه تلويزيون منهای هزينه توليد اين برنامه هر روز حداقل بين سی تا چهل ميليون تومان در آمد از كنار اين برنامه كسب می كند . پس شايد بتوان نتيجه گرفت كه چرا مديران سازمان صدا و سيما از برنامه های اين مدلی حمايت می كنند . د رواقع اين برنامه دكانی است برای پر شدن جيب های گشاد سازمان صداو سيما و كلاهبرداری به روش مدرن .

مسئله ساختار

افرادی  كه اندكی از مسائل فنی و ساختار برنامه های تصويری ( فيلم و تلويزيون ) سر در می آورند می دانند كه كمترين خلاقيتی در توليد شب های برره به كار نرفته . بازی های اين مجموعه و دكورهای آن بيشتر تداعی كننده كار تئاتر بچه های محصل در مدارس است . تصوير برداری تمام سكانس ها توسط سه دوربين و به ابتدايی ترين شكل ممكن صورت می گيرد و هيچ دكوپاژی بر نماها حاكم نيست و تدوين نيز توسط فردی كه در همان لحظه فيلمبرداری ، بهترين نما را سوئيچ می كند انجام می شود و اصلاُ مشخص نيست كه نام مهران مديری در تيتراژ چرا در سمت كارگردان حك می شود . شايد بهتر بود به جای كارگردان نام مدير پروژه برپست مديری نوشته شود.  

ابتذال در مديريت

آقای عزت اله ضرغامی بعد از بازديد از پشت صحنه مجموعه شب های برره در يك سخنرانی حيرت انگيز به عوامل توليد شب های برره  وعده داده كه جايگاه شان به دليل بردن شادی ( شما مجدد بخوانيد لودگی ) به منازل مردم، بهشت برين است . گذشته ازاين كه اقدام به بازديد از پشت صحنه اين مجموعه كه خود حركتی كاملاً زيركانه است در جهت ثبت ظاهری  موفقيت اين برنامه به نام مديريت فعلی سازمان شنيدن سخنان اين چنينی از بلندپايه ترين مدير اين سازمان تنها می تواند رسوخ ابتذال در تفكرات ايشان قلمداد شود و بس.

مقايسه

شب های برره  به كارگردانی مهران مديری / متهم گريخت به كارگردانی رضا عطاران

سريال های مديری هميشه اين پيامد منفی را در بين مردم داشته كه در حين پخش سريال تكه كلام مردم می شود چرندياتی كه تيپ های مجموعه ها به كار می برند. مثلاً همين بيدی كه به جای بود افتاده سر زبان پير و جوان . طنز در اين مجموعه ها  در نهايت به هجويه ای تبديل می شود كه به هر قيمتی كه شده خود را موظف به خنداندن  مردم می داند . در نقطه مقابل می توان از طنز موفق عطاران كه به واقع نگاه بدون تحقير به مردم است و در عين بازگويی واقعيت های دردناك جامعه با بهره گيری از طنز موقعيت و نه جلف بازی و نادان گرفتن مخاطب را مد نظر داشته نام برد. مجموعه های عطاران بر خلاف كارهای مديری هم از ساختار نسبتاً قوی برخوردار است و هم كمتر تن به هجو می دهد . در مورد آثار عطاران شايد بهتر باشد از واژه طنز آماده استفاده كرد. به اين معنی كه وی بيشتر ما را متوجه اتفاقاتی می كند كه قبلاً آنها را در اطراف ديده ايم اما روی آنها دقيق نشده ايم . در واقع عطاران بيشتر كاشف لحظه های خنده داری است كه ما سرسری از آنها می گذريم.

گويا شب های برره آخرين نفس هايش را می كشد . پس به اميد شب های بدون برره .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤