به اميد شب های بدون برره

مقدمه

تلويزيون در تمام دنيا اساساٌ رسانه ای است مبتذل (به معنی پيش پا افتاده ) . علت اين که چون اين رسانه برای جلب مخاطب و کسب درآمد درجهت تدوام فعاليت های خود احتياج به برنامه های فراوانی دارد تا خوراک روزانه اش را تأمين کند پس ناچار پيوسته كيفيت را فدای كميت می كند . البته اين امر در شبكه های مختلف و در سيستم های مديريت مختلف ( دولتی / خصوصی ) و در كشورهای مختلف اشكال گونه گونی دارد. 

موضوع

سريال مردم فريب و بی محتوا و آبكی ( شما بخوانيد ويدئو كبابی ) شب های برره به كارگردانی بزرگ هنرمند نمای مورد تأييد سازمان صداوسيمای جمهوری اسلامی در حال پخش از تلويزيون است و متأسفانه مثل هميشه مورد توجه مردم فرهنگ دوست ما قرار گرفته . مهران مديری طبق قراردادش با صدا وسيما بايد در نود قسمت به شعور مردم ايران توهين كند و وقت مردم را هنرمندانه ( شما بخوانيد با لودگی ) تلف كند .البته با تكرار بعضی از قسمت ها و همين طور پخش پشت صحنه اين سريال قطعاُ شمارگان پخش اين برنامه به صد قسمت می رسد. نگارنده لازم می بيند در حد توان خود به نكات منفی اين سريال و كلاه گشادی كه آقای عزت اله ضرغامی رياست محترم سازمان مكرم صدا و سيمای جمهوری اسلامی به واسطه توليد اين سريال بر سر خلق اله می گذارند اشاره كند .

نگاه فلسفی به طنز های شبانه

آقای x می داند كه برنامه طنزی به نام Y هر شب رأس ساعت نه از تلويزيون پخش می شود . X می داند كه برنامه طنز برنامه ای است كه موجب خنده او می شود . X شب اولی كه برنامه را می بيند كلی لذت می برد و می خندد . اما تماشای  اين برنامه از شب های بعد عليرغم داشتن داستانی متفاوت با ديگر شب ها ، لذت شب های اول را تكرار نمی كند .                 

سئوال :چرا ؟ 

پاسخ : چون خنده X از شب دوم به جز در موارد محدود خنده ای ساختگی است . يعنی ذهن X  شرطی شده كه اگر مثلاً كيوون گفت ، پول زور بده ، پس بايد بخندد يا اگر سالار خان گفت ، جيگر بايد بخندد . در نگاهی ديگر مخاطب برنامه هايی از اين دست آگاهانه رأس ساعتی مشخص تلويزيون را روشن می كند تا بخندد و چون اين خنده يك خنده برنامه ريزی شده است پس در نهايت هر چه تعداد قسمت های  برنامه بيشتر می شود خنده ها نيز بيشتراز سر عادت حادث می شود و نه فكر نشده و بداهه . 

آثار مخرب فرهنگی

يكم : يكی از دوستان تعريف می كرد كه خانم همسايه شان برای خريد به ميوه فروشی می رود و به صاحب مغازه می گويد ، آقا پرتقال كيلويی چند بيد و مرد ميوه فروش پاسخ می دهد ، كيلويی فلان تومن جيگر و اين جواب ميوه فروش همان و داد و بيداد زن و چاقوكشی شوهرش و شكايت و شكايت كشی و مسائلی از اين دست همان .

دوم : چندی پيش رفته بوديم منزل يكی از اقوام مهمانی . بچه چهار پنج ساله ميزبان محترم مكرر در جمع حاضر نمك پرانی می كرد و پدرش را با اين جمله مورد عنايت قرار می داد ، بابا تو نفهمی ، نه وفهمی و ميزبان بيچاره كه مثل گوجه قرمز شده بود واقعاً خودش را به نفهمی می زد كه يعنی من نمی فهمم  فرزندم چه می گويد .

سوم : هفته گذشته يكی از دوستان با خانواده آمده بود برای شب نشينی منزل ما كه متوجه رفتار غريبی از جانب فرزندشان شدم . پسر بچه نه ده ساله، بينی اش را نزديك كف دستش  می گرفت و نفس عميق می كشيد . وقتی علت را از پدرش جويا شدم با افتخار و لبخند گفت ، داره گرد نخود می كشه .      

مسئله اقتصادی

صدا وسيما يك ميليارد تومان بابت توليد نود قسمت برنامه شب های برره بودجه كرده . اين برنامه در مجموع با تكرار و پخش پشت صحنه صد قسمت خواهد بود . اين برنامه به اضافه تكرار روزانه اش و آگهی های پس و پيش و ميان برنامه در نهايت حدود دو ساعت از بيست وچهار ساعت برنامه روزانه شبكه سه را پر می كند . همچنين اين برنامه به طور همزمان از شبكه جهانی جام جم نيز پخش می شود و روزانه دو ساعت از برنامه های آن شبكه را نيز تأمين     می كند . پس برنامه شب های برره در مجموع چهار صد ساعت از وقت شبكه های مختلف را پر می كند . حالا اگر يك ميليارد تومان را تقسيم بر چهارصد كنيم متوجه می شويم كه هر قسمت از اين برنامه فقط و فقط دو ونيم ميليون تومان هزينه برده . با اين مبلغ اندك در هيج كجای دنيا نمی توان برای اين مدت برنامه ساخت . حالا اگر در آمد صدا وسيما را از پخش آگهی های اين برنامه مد نظر بگيريم متوجه می شويم كه تلويزيون منهای هزينه توليد اين برنامه هر روز حداقل بين سی تا چهل ميليون تومان در آمد از كنار اين برنامه كسب می كند . پس شايد بتوان نتيجه گرفت كه چرا مديران سازمان صدا و سيما از برنامه های اين مدلی حمايت می كنند . د رواقع اين برنامه دكانی است برای پر شدن جيب های گشاد سازمان صداو سيما و كلاهبرداری به روش مدرن .

مسئله ساختار

افرادی  كه اندكی از مسائل فنی و ساختار برنامه های تصويری ( فيلم و تلويزيون ) سر در می آورند می دانند كه كمترين خلاقيتی در توليد شب های برره به كار نرفته . بازی های اين مجموعه و دكورهای آن بيشتر تداعی كننده كار تئاتر بچه های محصل در مدارس است . تصوير برداری تمام سكانس ها توسط سه دوربين و به ابتدايی ترين شكل ممكن صورت می گيرد و هيچ دكوپاژی بر نماها حاكم نيست و تدوين نيز توسط فردی كه در همان لحظه فيلمبرداری ، بهترين نما را سوئيچ می كند انجام می شود و اصلاُ مشخص نيست كه نام مهران مديری در تيتراژ چرا در سمت كارگردان حك می شود . شايد بهتر بود به جای كارگردان نام مدير پروژه برپست مديری نوشته شود.  

ابتذال در مديريت

آقای عزت اله ضرغامی بعد از بازديد از پشت صحنه مجموعه شب های برره در يك سخنرانی حيرت انگيز به عوامل توليد شب های برره  وعده داده كه جايگاه شان به دليل بردن شادی ( شما مجدد بخوانيد لودگی ) به منازل مردم، بهشت برين است . گذشته ازاين كه اقدام به بازديد از پشت صحنه اين مجموعه كه خود حركتی كاملاً زيركانه است در جهت ثبت ظاهری  موفقيت اين برنامه به نام مديريت فعلی سازمان شنيدن سخنان اين چنينی از بلندپايه ترين مدير اين سازمان تنها می تواند رسوخ ابتذال در تفكرات ايشان قلمداد شود و بس.

مقايسه

شب های برره  به كارگردانی مهران مديری / متهم گريخت به كارگردانی رضا عطاران

سريال های مديری هميشه اين پيامد منفی را در بين مردم داشته كه در حين پخش سريال تكه كلام مردم می شود چرندياتی كه تيپ های مجموعه ها به كار می برند. مثلاً همين بيدی كه به جای بود افتاده سر زبان پير و جوان . طنز در اين مجموعه ها  در نهايت به هجويه ای تبديل می شود كه به هر قيمتی كه شده خود را موظف به خنداندن  مردم می داند . در نقطه مقابل می توان از طنز موفق عطاران كه به واقع نگاه بدون تحقير به مردم است و در عين بازگويی واقعيت های دردناك جامعه با بهره گيری از طنز موقعيت و نه جلف بازی و نادان گرفتن مخاطب را مد نظر داشته نام برد. مجموعه های عطاران بر خلاف كارهای مديری هم از ساختار نسبتاً قوی برخوردار است و هم كمتر تن به هجو می دهد . در مورد آثار عطاران شايد بهتر باشد از واژه طنز آماده استفاده كرد. به اين معنی كه وی بيشتر ما را متوجه اتفاقاتی می كند كه قبلاً آنها را در اطراف ديده ايم اما روی آنها دقيق نشده ايم . در واقع عطاران بيشتر كاشف لحظه های خنده داری است كه ما سرسری از آنها می گذريم.

گويا شب های برره آخرين نفس هايش را می كشد . پس به اميد شب های بدون برره .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤