امروز برای انجام کاری به دفتر يکی از دوستان که در زمينه نشر فعاليت می کند رفته بودم. داشتيم با هم صحبت می کرديم در مورد مسائل مختلف که دوستم آهنگ پاپ شاد و متفاوتی گذاشت . من که برای اولين بار اين آهنگ را می شنيدم از دوستم پرسيدم ، خواننده اش كيست ، و دوستم از خواننده ای  اسم  برد كه من برای اولين بار نامش را می شنيدم. ابتدا فكر كردم خواننده از اهالی ايرانی مقيم لس آنجلس است اما دوستم گفت ، كه او در ايران فعاليت می كند و آلبومش هم از وزارت ارشاد ايران مجوز گرفته . تعجب كردم . خوشحال شدم . ناراحت شدم . تعجب كردم به اين دليل كه بعيد به نظر می رسد وزرات ارشاد دولت آقای احمدی نژاد به اين آهنگ مجوز داده باشد و بعد متوجه شدم كه مجوز اثر فوق در زمان دولت آقای خاتمی صادر شده. خوشحال شدم به اين دليل كه به هر حال آثار متفاوت و از همه مهمتر تأثير گذار برای جوانان ، گاهاً و از سر حواس پرتی مسئولان محترم سانسورچی ، مجوز می گيرند و ناراحت شدم به اين دليل كه هنوز كه هنوز است سيمای جمهوری اسلامی نگاه جدی كه نه ، حتی نگاه نيمه جدی به موسيقی را در برنامه های خود لحاظ نكرده.

واقعاً باعث تأسف است در مملكتی كه هشتاد درصد جمعيت آن زير سی و پنج سال سن دارند وضعيت موسيقی در بزرگترين رسانه اش اين گونه باشد. واقعاً به جز ايران در كدام كشور دومی تلويزيون هنگام پخش موسيقی به جای نشان دادن تصوير ساز و خواننده ، گل و بوته و زنبور و كوه و تپه نشان می دهد ، مگر در حبشه كه آن هم بعيد به نظر می رسد.

تصور كنيد روزی انواع گروه های موسيقی بتوانند بدون مانع و سانسور در اين مملكت فعاليت كنند. حالا گذشته از انرژی مثبتی كه به جامعه از اين طريق انتقال می يابد در ذهنتان به تعداد افرادی كه در اين رشته و در شاخه های مختلف آن شاغل می شوند  بی انديشيد . ترانه سرا ، آهنگ ساز ، خواننده ، تنظيم كننده آهنگ ، استوديو های ضبط ، كارخانه های توليد كننده كاست ، سی دی ، دی وی دی ، گرافيست ها و طراحان كاور و پوستر های آلبوم ها ، چاپ خانه ها و فروشندگان آلبوم های موسيقی ، سالن های اجرای كنسرت و بسيار شاخه های فرعی ديگر از آن جمله اند.

شايد بگوييد من از اين ضعفی كه در مورد برخورد با موسيقی از طرف مسئولان اعمال می شود سوء استفاده سياسی می كنم اما اصلاً اين طور نيست.

من معتقد و مطمئنم اگر خيلی از چيزهای سالمی كه در دنيا جواب صحيح  داده  و معلوم نيست به چه دليل در اين مملكت از اشاعه آنها جلوگيری می شود، آزاد شوند ، ديگر مصرف روزانه ترياك تهران ۵ تن نخواهد بود ، ديگر معدل سن معتادان ۲۵ سال نخواهد بود ، ديگر كشيدن    قليان ، تفريح جوانان و خانواده های ايرانی نخواهد بود و هزار مسئله منفی ديگر ، نه از بين خواهد رفت ، كه كمتر خواهد شد.

اميدوارم روزی سياستمداران كشورمان بفهمند كه سياست يعنی علم اداره صحيح اجتماع  نه علم اداره  باری به هر جهت اجتماع.

به اميد آن روز، هر چند رويا باشد.

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٤