عاشقانه ها

شعر زير از مجموع عاشقانه هايی است که هر از چند گاهی برای کسی که رابطه قلبی قوی با او دارم سروده شده . از اين پس سعی می کنم اين سروده ها را به تدريج در وبلاگم نيز ثبت کنم. به شدت منتظر نقد و نظرتان هستم.

عاشقانه ۱

 

چشمانت آنچنان فريباست

که قلب يخ زده مرا به تپش وا می دارد

دستانت آنچنان نورانيست

که دير زمانيست برای ديدن خورشيد نگاهم را به آسمان نمی گردانم

کلامت آنچنان دلنشين است

که قصايدت را غزل می پندارم

و مهرت آنچنان که

واژه عشق را به حقارت وا می دارد

وقتی گام در قاب ديدگانم  می گذاری

ای قديس لحظه های بی کسی من

 

بعد از سال ها تهی بودن

عشق را با تو شناختم

سادگی را با تو آموختم

زيبايی را با تو حس کردم

مهربانی را از تو ديدم

صداقت را با تو تجربه کردم

و دانستم که هنوز زنده ام

چرا که می توانم عاشق شوم

و دوست بدارم .

                                        ۲۴/ فروردين /۱۳۸۳

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤