فحش وناسزا افت ذهن و عقل

اين روزها به ويژه در بين آقايان چيزی که زياد کاربرد پيدا کرده استفاده از فحش و ناسزا در گفتگوهای روزانه است . البته بی اغراق بايد اعتراف کرد که وجود واژه های موسوم به فحش بخشی از ادبيات و فرهنگ کوچه وبازار تمام اقوام وملل است . اما آن چه باعث شده تا نگارنده کاسه داغ تر ازآش شود و در اين مورد مطلب بنويسد اين که امروز متأسفانه بکارگيری اين الفاظ سخيف انقدر در بين مردم متداول شده كه حالا ديگر در كمال تأسف خيلی ها برای نشان دادن شدت صميميت و ابراز علاقه به هم از اين الفاظ ركيك استفاده می كنند . فحش و ناسزايی كه هر چند نادرست روزگاری برای نشان دادن تنفر اشخاص به كار می رفت امروز‌‌ روز معادل كلمات و واژه های شده كه قبلاُ برای تعريف و تمجيد به كار می رفت . البته همان طور كه گفته شد اين مسئله تنها در روابط مردم و به ويژه جوانان در كوچه و بازار و روابط عادی و سطح پايين روزمره نمود دارد .

از لحاظ اجتماعی نيز بكار بردن اين نوع از ادبيات بعد از مدتی بيشترين آسيب را به پيكره فرهنگی جامعه وارد می سازد . طوری كه اين امر تبديل به يك بيماری و اپيدمی فرهنگی می شود . البته بايد توجه داشت كه هر چه طبقه ، سطح فرهنگ ، سطح أگاهی و دانش و بينش افراد پايين تر می آيد استفاده از فحش و ناسزا بيشتر می شود . مثلاُ با يك آمار ذهنی می توان به راحتی  فهميد كه اين ضعف در جامعه پزشكان بيشتر نمود دارد يا به طور مثال در بين راننده های تريلی و اتوبوس. 

نگاه فلسفی روانی

از بُعد روانی نيز بعد از بكارگيری چندباره اين الفاظ اين نوع واكنش و رفتار در ناخودآگاه فرد رسوب می كند و بعد از مدتی هر بار كه فرد می خواهد نسبت به كنش های اطرافش واكنش نشان دهد از آنجايی كه ذهن انسان پيوسته به دنبال آسان ترين و سهل الوصول ترين راه برای حل مسائل است پس ناآگاهانه از اين الفاظ استفاده می كند . طوری كه بعد از اندك زمانی به كارگيری واژه های ركيك به عادتی روزانه مبدل می گردد. حالا زمانی كه شخص می خواهد از سر آگاهی بر اين عادت بد خويش غالب شود نيز از آنجايی كه بايد در مقابل ناخودآگاه خويش بايستد پس با نوعی چالش ذهنی روبرو خواهد شد . به تعبير ديگر شخص برای بدست آوردن انرژی مثبت بكارنگرفتن واژه های ركيك كلی انرژی مثبت روانی مصرف می كند كه اين خود باعث توليد انرژی منفی ديگری می شود. 

به نظر می رسد كه تنها راه مقابله باهر نوع فرهنگ و بی فرهنگی توليد فرهنگی جديد يا تعرف و باسازی فرهنگ های  قديمی است . به هر حال بايد همان طوركه به نقد جامعه می پردازيم به فكر راهكارهايی برای آگاهی دادن به آن نيز باشيم و اين امر تنها از طريق توليد فرهنگ امكان پذير است و بس . به اميد آنروز و به قول شاملوی بزرگ ،

و من آن روز را انتظار می كشم حتی اگر نباشم .   

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٤