آن جوان مُرد از بس که جان ندارد!

شب گذشته داشتم به منزل می آمدم که متوجه حجله ای که بر سر يکی از کوچه ها قرار گرفته بود شدم . جلوتر که رفتم عکس جوانی را ديدم که چهره ای می شناختمش اما به اسم نه . پسر خيلی جوانی  بود، خيلی . سنش را که پرسيدم، گفتند، بيست و يكی دو سال داشته . علت مرگ را كه پرسيدم خشكم زد ، به علت تزريق هروئين . دلم به حال پدر و مادر بدبختش سوخت . پدرش را كه معرفی كردند تا حدودی شناختمش . راننده شهرداری است .

می دانم كه نوشتن در مورد مواد مخدر و قربانيان آن تكراری شده .اتفاقاً خيلی هم سعی كردم جلوی خودم را بگيرم . اما نمی توانم چيزی ننويسم . وقتی روی اين مسئله كه جوانی آن هم در اين سن وسال به خاطر تزريق مواد مخدر جانش را از دست می دهد دقيق می شوم احساس می كنم كه ما خيلی ملت بدبختی هستيم كه گول يك سری سياستمدار بی كفايت و دروغگو كه فقط در زمان انتخابات با گفتن يك سری چرنديات مزخرف سر ما را شيره می مالند خورده ايم .

كمی به اطرافتان نگاه كنيد ، چند نفر از آشنايانتان شغل رسمی شان شده مسافر كشی ؟ چند نفر از دوستانتان كشيدن قليان شده تفريحشان ؟ چند نفر از اطرافيان شما معتاد به مواد مخدر نيستند ؟  چند نفر از اطرافيان شما دغدغه و مشكل زندگی اش پول و مسائل مادی نيست ؟ چند نفر از جوانان اطراف شما مشكل شغل ندارند ؟ چند نفر از جوانان اطراف شما علت تأخير ازدواج شان مشكل مالی نيست ؟ چند نفر از جوانان اطراف شما از ديد شما جوانی پاك و سالم هستند ؟ چند تا از اختلافات بين شما و ديگران به خاطر مسائل مالی نيست ؟ چقدر از موانع زندگی شما كه مانع پيشرفت تان شده مالی نيست ؟ چند نفر از اطرافيان شما از فرط فشارهای زندگی حالا ديگر حتی به خيلی از مسائل اعتقادی و دينی بی اهميت شده اند ؟ چند نفر از اطرافيان شما...

مطمئن باشيد و شك نكنيد كه تمام اين بدبختی های ما فقط و فقط به خاطر وجود آمريكای جنايتكار است و مسئولان مملكتی ما همه انسان هايی  كاردان هستند كه خدا برای نجات ما آنها را به زمين فرستاده پس همه با هم يك صدا می گوييم مرگ بر آمريكا تا روح جوان هم محلی ما كه به خاطر تزريق مواد مخدر جان باخته شاد شود. 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤