خدايا وزير ارشاد ما را به راه راست تر ارشاد کن !

جناب آقای صفارهرندی وزير ارشاد کم کم می رود تا ماهيت برنامه های فرهنگی خود را رو کند و با هر نطقی که می کند تقريبن می شود گفت که مو بر اندام جامعه فرهنگی هنری ما راست می شود . گويا آقای وزير تصميم دارند در سال آينده کم کم سيستم فرهنگی دولت اصلاحات را از دور خارج کند و سيستمی را که بنا به ذوق و سليقه خود و گروه موسوم به راست است در وزرات فرهنگ و ارشاد پياده کند . البته طبق اختيارات قانونی که به آقايان وزرای محترم در تمام دولت ها داده می شود اين امر مسبوق به سابقه است وچيز جديدی نيست و طبق همين قانون نيز آقای صفارهرندی مختار است که قوانين فرهنگی جامعه را با توجه به تعاريف دولت جديد از برنامه هايی که مد نظر دارد اعمال کنند . اما بيم آن می رود که وزير ارشاد بخواهند تا با ايجاد محدوديت های بی مورد يا غير لازم  باعث ايجاد شوکی در بين جامعه هنری شوند که اين امر بدون تعارف ضربه سنگينی خواهد بود بر پيکره نحيف هنرمندان ايرانی.

آنچه باعث شده تا اين هراس در ذهن جامعه هنری ايجاد شود مصاحبه هايی است که در مناسبت های مختلف و به بهانه های مختلف با وزير ارشاد صورت گرفته و ايشان نيز البته خيلی محترمانه اما با زيرکی خاص يک سياست مدار در عرصه فرهنگ، از کاستی ها انتقاد کرده اند و حرف از ايجاد تغييراتی جديدی در زمانی نزديک زده اند. البته در بين سه رشته سينما ، موسيقی و كتاب سخن از اعمال محدوديت های زياد می رود كه اميد است اين حرف ها در حد شايعه باشد و به عمل در نيايد . به همين خاطر نگارنده لازم می داند در حد مخاطبان محدودی كه دارد به آقای وزير ارشاد چند تذكری بدهد؛ هرچند باب ميل ايشان نباشد:

- تجربه در تمام كشورها بدون بروبرگرد ثابت كرده كه اساسن دو چيز در هيچ جا با دستور و آئين نامه جواب نمی دهد ، اول فرهنگ و بعد اقتصاد . پس خوب است كه وزير محترم ارشاد نگاهی به تاريخچه توليدات فرهنگی كه با دستور دولتمردان ساخته و پرداخته شده بياندازند و عمر و ماندگاری آنها را بسنجند و بعد آئين نامه و دستور صادر كنند .

- جناب صفارهرندی بايد توجه داشته باشند كه حمايت از هنرمندان پاچه خار ، چاپلوس و بادمجان دور قاب چين كه متأسفانه در اطراف ايشان كم نيستند بزرگترين خطری است كه فرهنگ و هنر اين مرز وبوم را تهديد می كند. ايشان بايد بدانند كه  بعضی از افراد مدعی اما بی سواد و بی دانش جز اتلاف هزينه و وقت سود ديگری  ندارند و بهترين توليدات فرهنگی كشور ما پيوسته توسط افراد بی ادعا توليد شده كه لازم می دانم تعدادی از اين آثار را در اين جا نام ببرم.

فيلم : كليه آثار آقايان بيضايی ، مهرجويی ، مخملباف ، جليلی ،فرمان آرا  و... 

موسيقی : كليه آثار آقايان شجريان ، عليزاده و...

كتاب : كليه آثار آقايان دولت آبادی ، سيمين دانشور و... 

آقای صفار هرندی  خوب می دانند كه هنرمندانی كه در بالا از آنها نام برده شد و معدودی ديگر چنان خود ساخته و پرغرور خود را صرف اعتلای هنر كشورشان كرده اند كه هيچ احتياجی به دفاع ندارند . اتفاقن اين بزرگان آنقدر پرغرور زيسته اند كه هيچ وقت اجازه نداده اند كه سياست مداران سياست باز آنها را ملعبه دست خود قرار دهند و از قضا چه در قبل از انقلاب و چه در بعد از انقلاب هميشه پای ثابت آثار پرمايه ، تأثيرگذار و موج ايجاد كن و از همه مهم تر ملی و مذهبی بوده اند .

جناب صفارهرندی  بايد توجه داشته باشند تاريخ هنر اين مملكت فيلمنامه روز واقعه و ديگر آثار مكتوب و درخشان  بهرام بيضايی ، فيم گاو مهرجويی ، فيلم بايسيكل ران مخملباف ، فيلم رقص خاك جليلی ، فيلم شازده احتجاب فرمان آرا ، كاست های بی نظير و تكرار نشدنی استاد شجريان ، سمفونی بی بديل نی نوا اثر استاد مسلم حسين عليزاده ، رمان كليدر دولت آبادی ، رمان سووشون سيمين دانشور را به هيچ وجه فراموش نخواهد كرد اما اگر پای شما بلغزد شما را قطعن بعد از مصرف فراموش خواهد كرد .

جناب صفار هرندی لازم است كه به اين جمله تلخ اما واقع توجه داشته باشند كه شما فقط چهار سال و يا حداكثر هشت سال مهمان فرهنگ و هنر اين مملكت هستيد، پس چه خوب كه خاطرات خوبی به يادگار بگذاريد تا در ذهن هنرمندان واقعی نامتان به نيكی حك شود. ميزی كه از وزرای محترم قبلی ارشاد به شما رسيده اگر رحم و مروت داشت به شما نمی رسيد .

جناب وزير ما می دانيم كه شما از بندگانی هستيد كه پيوسته در راه راست گام برداشته ايد . خدا شما را به راه راست تر هدايت كند. 

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٤