به بهانه اکران فيلم حکم اثر مسعود کيميايی

چه بخواهيم و چه نخواهيم مسعود کيميايی يکی از بزرگترين کارگردانان تاريخ سينمای ايران است و به واقع فيلم قيصر او به همراه فيلم گاو داريوش مهرجويی بود که در سال ۱۳۴۸ تغييری بنيادين در سينمای ايران ايجاد کرد که بعدها موج نو نام گرفت.

نوشتن در مورد کيميايی و آثارش کاری است سهل و دشوار . به اين دليل که کيميايی در سينما به جايگاهی دست يافته که حتی مخالفان او نيز نمی توانند ضعيف ترين آثارش را فيلمی کم اهميت برای سينمای ايران تلقی کنند. اين موضوع در مورد حکم نيز صدق می کند . کيميايی در اين آخرين اثرش مثل هميشه به خلق دنيايی پرداخته که کاراکترهای آن برای رسيدن به اهدافشان به خود اجازه می دهند تا به هر کاری دست بزنند . نکته جالب در مورد فيلم حکم اين که کيميايی براستی تلاش کرده تا با خلق فضايی متفاوت از هميشه ، فيلم نوآری در حيطه فرهنگ ايرانی بسازد و ظاهراً استقبال تماشاگران فيلم موفقيت او را تأييد می كند . اما مهمترين مسئله در مورد كيميايی و هنرمندانی از اين دست كه گوشت وخونشان با هنرشان عجين شده اين است كه بيشتر مخاطب اين دسته از هنرمندان به دليل ادای احترام به آنهاست كه به ديدن آثارشان می روند. به تعبير ديگر افرادی مانند مسعود كيميايی به چنان اعتباری دست يافته اند كه شخصيت هنريشان پيوسته يك گام جلوتر از اثر هنريشان قرار می گيرد. از اين زاويه كيميايی منهای فيلم هايش نه در تاريخ سينمای ايران كه در جامعه هنری و فرهنگی ايران به دسته جايگزين ناپذيرها وتكرار نشدنی ها تعلق دارد . فيلم حكم نيز عليرغم داشتن فيلمنامه ای  ضعيف و ساختاری نه چندان قوی از آنجايی كه نام كيميايی را بر پيشانی دارد اين بار شايد به واسطه حضور ستاره هايی چون استاد عزت اله انتظامی ، خسرو شكيبايی ، ليلا حاتمی و بهرام رادان مورد توجه مخاطب عام وخاص قرار گرفته . اما جالب اين كه حكم را شايد بتوان از معدود فيلم های موفقِِ ِ ناموفق در سينما دانست . يعنی اكثر تماشاگران اين فيلم با أگاهی قطعی از اين كه حكم را نمی توان در حدود و اندازه آثاری چون قيصر ، گوزن ها يا  دندان مار دانست به تماشای فيلم می روند . تماشاگرانی  كه به دنبال ديدن خود مسعود كيميايی بر روی پرده نقره ای سينما هستند و نه فيلم های او . 

با تمام اين احوال مسعود كيميايی يكی از ستون های سينمای ما به شمار می رود  و نفس حضور اوست كه مهم است . پس همگی به پايش بلند می شويم تا حرمت اين بزرگ كاريزماتيك سينمای ايران را حفظ كرده باشيم.                                                          

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٤