زن ومرد دو گونه يک نوع

چند روز پيش با يکی از دوستان در مورد اين مسئله صحبت می کرديم که اساسن يک مرد چرا و چطور می تواند فمينيست باشد . چون واقعيت امر اين است که اگر زنان به حقوق حقه خود به درستی دست پيدا کنند ديگر مردان به شکل کنونی خود نمی توانند  يکه تاز عرصه زندگی و اجتماع باشند .   

اين که يک مرد چرا و به چه علت می تواند مدافع  حقوق زنان باشد مسئله ای است که نگارنده قصد دارد در حد دانش و آگاهی بسيار اندک خود به آن بپردازد.

اساسن در جوامع و کشورهای جهان سوم ، مثل ايران ، تنها مردان نيستند که به اين باور نرسيده اند که زن ومرد دو گونه يک نوعند. بلكه در كمال تأسف و ناباوری در بسياری از موارد،اين زنان هستند كه با اعمال محدوديت برای خود و ايجاد نوعی خودسانسوری باعث از بين رفتن اين برابری می شوند. طوری كه خيلی از زنان هنوز بر اين باورند كه مردان جنس اول و آنان جنس دوم به شمار می آيند كه البته در ايجاد اين نوع تفكر عوامل بسياری از جمله فرهنگ ، خانواده ، تربيت و بسياری عوامل ديگر دخيل است .

اما در مورد مردان و تفکرات مرد سالارانه آنها عمومن دو ديدگاه و دسته بيشتر نمود دارند . اول مردانی هستند مومن و دين مدار که طبق توصيه های دينی و آموزه های مذهبی خود را نگهبان زنان می دانند و در ديدگاهی افراطی تر زن را موجودی شيطانی و فريب کار می دانند که باعث انحراف مردان می شوند . هر چند در اين ديدگاه در مواردی محدود از مقام زن به عنوان مقامی آسمانی ياد می شود اما در نهايت زن را موجودی شماره  دو و در خدمت مرد           می شناسند و اتفاقن طوری هم به تبليغ اين ايده می پردازند که تنها راه سعادتمندی يک زن را پيروی  از اين ديدگاه می دانند و بس . 

دسته دوم مردانی هستند که زن را تنها در شکل همسری  و مادری  قبول دارند . اينان به علت نوع تربيت قالبی که در طول تاريخ و حتی امروز در ايران وجود داشته ؛ حتی در زندگی مدرن امروزی ، تحت تأثير سيستم فرهنگ قبيله ای بر اين باورند كه مرد به عنوان منبع اقتصادی خانواده و به عنوان رئيس حرف آخر را می زند و زن و در مجموع افراد خانواده بايد فرمانبردار وی باشند.

اما به نظر نگارنده حقيقت امر اين است كه اگر هر زن به حقوق شخصی و اجتماعی خود واقف باشد علاوه بر اين كه می تواند هم دوش و پا به پای مردان گام بردارد بنا به اين دليل كه به توانای های خود واقف است پس می تواند فرزندانی قوی و محكم كه آنها نيز به حقوق خود آشنا هستند تربيت كند. پس برای داشتن جامعه ای با جمعيت دانا و توانا كه بطور قطع نيمی از آن را زنان تشكيل می دهند احتياج به زنانی دانا و توانا داريم و اين امر ميسر نخواهد شد مگر با حضور مفيد فايده اين قشر و باور آنها از جانب مردان و همين طور خود زنان .

گذشته از تمامی اين موارد اگر ما خودمان را انسانی امروزی ، قرن بيست ويكمی ، با شعور ، مدرن و فهيم می دانيم پس بايد به اين اصل اساسی منشور جهانی حقوق بشر كه ميثاق نامه ای است جهانی توجه كنيم كه ، تمام افراد بشر آزاد و برابر به دنيا می آيند و همه از كليه حقوق و آزادی هايی كه در آن بيان شده است بدون هيچگونه تمايزی از جمله تمايز در جنسيت  برخوردار می باشد.

به اميد آن روز .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥