سه احمق

ديشب مشغول کار با کامپيوتر بودم که يکی از دوستان تلفن زد و گفت شبکه پنج دارد برنامه ای در مورد سينما می دهد . متاسفانه تلويزيون را روشن کردم و زدم شبکه پنج . آقايان مسعود فراستی ، نادر طالب زاده و جهانگير الماسی نشسته بودند و داشتند در مورد استقبال جشنواره های جهانی از فيلم های ايرانی می گفتند . واقعن حالم از سر نفرشان به هم خورد و احساس كردم كه خيلی آدم های كثيفی هستند . جالب اينجاست كه سه نفرشان كه به نظر من سه احمق بيشتر نيستند آنقدر مدعی بودند كه انگار آسمان سوراخ شده و اين ها افتاده اند پايين . آقايان آنقدر چرت پرت گفتند و گفتند و گفتند كه بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه جوايز كسب شده توسط بزرگان سينمای ايران پشيزی نمی ارزد . جالب اين كه در بين برنامه چند دقيقه ای هم تصاويری پخش شد از موزه سينمای ايران و به ويژه  غرفه ای كه مربوط است به خانواده مخملباف و بعد هم تصاويری از آكيرا كوروساوا و عباس كيارستمی كه نشسته بودند در كنار هم؛ و بعد آقای طالب زاده شروع كرد به كوبيدن محسن مخملباف و فيلم عروسی خوبان او .

در ادامه هم جهانگير الماسی كه يك پاچه خار تمام عيار است شروع كرد به ابراز وجود و مسعود فراستی كه مجری برنامه بود هم مكرر با تكان دادن سر حرف های آقايان را تائيد می كرد .

اما سئوالی كه برای من پيش آمده اين است كه آقايان كه خودشان را گل سرسبد عالم هنر می دانند واقعن چه كار كرده اند برای اين سينمای بيچاره ايران . واقعن اگر اين تلويزيون مبتذل نبود چه كسی امثال نادر طالب زاده و مسعود فراستی را می شناخت . اين آقای نادر طالب زاده مدعی كه هميشه جلسه نقد فيلم را با منبر مسجد اشتباه می گيرد با آن بودجه هنگفتی كه سازمان صداسيما برای توليد سريال مسيح پرداخت كرده چه گلی بر سر عالم هنر زده . آقای الماسی هم كه ديگر اين روزها چنان بی خيال عالم هنر شده اند و چنان از سياستمداران آويزانند كه هيچ احتياجی به معرفی ندارند و جالب است بدانيد كه ايشان يكی از حضار محترم جلسه ای بودند كه آقای احمدی نژاد در خراسان رضوی در جلسه ای كه خبر پيوستن ايران به باشگاه سوخت هسته ای را دادند در كنار سفرای كشور های ديگر و سياستمدارانی چون احمد جنتی حضور داشتند .

 وقتی فكر می كنم كه اين ها با چه طرز تفكری و با چه رويی می نشينند و تمام افتخارات سينمای ايران را كه به نوعی جزو افتخارات فرهنگی اين مملكت هست را ، نيست و نابود می كنند تعجب می كنم كه اين تلويزيون لعنتی چطور ادعای  دانشگاه عمومی بودن را دارد .

هر چند زمستان خواهد گذشت و روسياهی برای ذغال خواهد ماند اما لازم است كه اين سه احمق به ياد بياورند كه عباس كيارستمی كسی است كه بزرگترين و پرارزش ترين جايزه سينمای جهان يعنی نخل طلا را گرفته و جايزه های جهانی اش به رقم ی بالای صد رسيده .لازم است كه اين سه احمق به ياد بياورند كه خانواده مخملباف گذشته از جايزه های معتبر جهانی ، از سازمان جهانی يونسكو، تا به حال دو بار جايزه فدريكو فلينی  كه يك جايزه معتبر فرهنگی است را گرفته ، و بسياری جوايز ديگر كه در حوصله اين سطور نمی گنجد .

من برای خودم متاسفم كه در مملكتی زندگی می كنم كه بزرگان فرهنگ و هنر آن به هيچ طريق راهی به تلويزيون مردمی اش ندارند اما كوتوله های فكری و يلاقباها در آن جولان می دهند .

 

  
نویسنده : mansoor safaei ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥